جلسه ۷۲
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۲
9بهترین مثال برای نحوۀ تطوّر و نزول عالَم وحدت به عالَم کثرات
منبابمثال این حرکاتی که الآن من میتوانم به دست و پا و بدنم بدهم، وقتی من نشستهام که در من وجود ندارند، بله، بالاستعداد وجود دارند؛ یعنی این وجودِ من قابلیّت، قدرت و استعداد دارد برایاینکه به طورها و تغیّرهای مختلف خودش را دربیاورد. و ما اسم هر طوری را یک حادث میگذاریم؛ یک حرکت میکنم این یک حادث و ممکن میشود که نبوده است و الآن بود شده است، بعد یک حرکت دیگری میکنم این یک حادث دیگری میشود، بعد بلند میشوم و میرقصم این هم یک حادث جدید و بهتر از همه میشود. بنابراین ما میتوانیم از یک وجود و علّت واحد، حرکات غیرمتناهی را بهوجود بیاوریم، حالا آیا موقعی که آن حرکات بهوجود میآیند از خود علّت جدا هستند یا مُلصَقِ به علّت هستند؟ میبینیم که مُلصَق به علّت بلکه اصلاً خود علّت هستند، یعنی خود علّت است که به این صورت درمیآید؛ چون من این دست را از جای دیگری که نیاوردم، در تمام این صُوَر، این دست همین است که بود، یعنی همین دستی که آرام بود، حالا شروع به حرکت کرد.
من بهتر از این مثال دیگر پیدا نکردم تا نحوۀ تطوّر و نزول عالَم وحدت به عالَم کثرات را در اینجا با آن مثال بزنم؛ که درعینحال که این دست مُلصَقِ به بدن و جزئی از بدن است و یک امر واحد را تشکیل میدهد، ولی درعینحال همین دست میتواند با صُوَر مختلفهای خودش را نشان بدهد؛ یک صورت بهصورت باز، یکی بهصورت بسته، یکی بهصورت نیم باز و نیم بسته، یکی بهصورت کج. پس انسان به وضعهای مختلفی میتواند مقولۀ وَضع پیدا بکند، هر کدام از این صُوَر یک مرحلۀ تغیّر در علّت و حدوث است، بنابراین تمام اینها ممکن، حادثِ زمانی و واجب بالغیر شدند که خود من هستم.
همین مسئله را شما نسبت به ذات پروردگار پیاده بکنید؛ علّتِ برای حدوث تمام اشیاء فقط آن مقام هو هویت، مقام ذات و مقام بساطت وجود است. بهایننحوهای که مسئله را عرض میکنم دقّت کنید چون بعداً با این نحوه کار داریم، و بعداً همینطور مسائل دقیق میشود و ما با این نحوه بیان کار داریم.

