جلسه ۷۳
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۳
13این دلیلی بود که مرحوم حاجی در اینجا اقامه کردهاند، ولی گفتیم که مسئله در مورد مجرّدات هم همینطور است، یعنی وقتی که یک شیء فانی بشود ولو اینکه مجرّد باشد، وقتی که در خَلق جدید پیدا میشود دیگر نمیشود که همان قبلی باشد، چون از نقطهنظر رتبی باید متأخّر از آن باشد. یعنی گرچه در آنجا زمان نیست ولی از نظر رتبه متأخّر است از آن ذاتی که قبلاً بوده است، پس همین اشکال تقدّمُ الشّیءِ علی نفسِهِ و تأخّرُ الشّیءِ عن نفسِهِ در آنجا هم پیدا میشود، منتها نه در زمانیّات بلکه از نقطهنظر رتبه.
تلمیذ: آیا منظور از تأخّر رتبی در مجرّدات همان تأخّر عِلّی است؟
استاد: بله، تأخّر عِلّی پیدا میشود، یعنی یک شیء در ذات خودش از نقطهنظر علّت متأخّر میشود چون آن شیء بالأخره علّتی میخواهد، پس آن علّت ذاتاً باید مقدّم بر آن معلول باشد. بنابراین علّتی که یک معلول را ایجاد کرده است اگر بخواهد دوباره همان معلول را ایجاد بکند، در اینصورت آن معلول ثانی از نظر رتبه متأخّر از آن معلول اول است که این تأخّر رتبی است نه زمانی. البتّه گفتم که این مسئله در جایی بیان نشده است و شاید آنها صحیح میگویند و ما اشتباه میگوییم. این دلیل اوّلی بود که برای امتناع اعادۀ معدوم میآورند.
دلیل مطرح کردن بحث اعادۀ معدوم
تلمیذ: دلیل مطرح کردن بحث اعادۀ معدوم چه چیزی بوده است؟
استاد: این بحث را متکلّمین مطرح کردهاند،1 و دلیل مطرح کردن آن این بوده است که یک عده گفتهاند که آنچه که در عالَم قیامت تحقّق پیدا میکند روح نیست، در شرح لاهیجی این مطالب را دارد،2 بعضی گفتهاند که ما روح نداریم و هرچه هست فقط همین ابدان است، بعضی گفتهاند که نه، ما روح داریم و آن هم از بین میرود و بعد در قیامت باید اعاده بشود، چون اگر اعاده نشود اشکال پیدا میشود به اینکه این شخصی که معاد پیدا کرده است غیر از آن شخصی است که این اعمال و تکالیف را انجام داده است، پس باید این همان شخصی باشد که در آن عالَم این کارها را انجام داده است.
- . شرح المقاصد، ج 5، ص 84.
- . تعلیقة الهیدجی علی المنظومة و شرحها، ص 192.

