جلسه ۷۳
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۳
2بسم الله الرحمن الرّحیم
تنزّل عِلّی به مرتبۀ معلولیّت معنای کثرت در عوالِم وجود
بحث دربارۀ عدم تکرار در تجلّی بود، عرض شد که ذات پروردگار در مقام تنزّل امکان ندارد که در تنزّل واحد به دو متنزِّل، تنزّل داشته باشد و هر تنزّلی یک متنازلی را میطلبد. بنابراین این کثرتی که در تمام عوالِم پیدا میشود از نقطهنظر کثرت، کثرت صدوری به معنای انفکاکی نیست بلکه به معنای تنزّل عِلّی به مرتبۀ معلولیّت است. و آن تنزّل عِلّی در هر مرتبهای یک معلول را اقتضاء میکند، بنابراین تکراری در علّیّت و همینطور در معلولیّت وجود ندارد.
یکی از مطالبی که ایشان در اینجا میفرمایند این است که وَ فِی کُلِّ آنٍ لَهُ شَأنٌ جَدیدٌ؛1 مظاهری که وجود پروردگار در آنها ظهور پیدا میکند، آن مظاهرِ پروردگار دائماً در حال تغییر و تبدیل هستند و او در هر آنی ظهوری سوای ظهور دیگر دارد، و از طرف دیگر چون ظهور پروردگار لا یتناهی است بنابراین تشأّنِ ذات به شئون مختلف هم لا یتناهی است که این هم از لوازم عدم تکرار در تجلّی است.
لازم آمدن مثلیّت در ذاتِ حقّ درصورت تحقّق مثلیّت در عالَم خَلق
یکی از جهات دیگری که بر مسئلۀ عدم اعادۀ معدوم مترتّب میشود مسئلۀ ﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞ﴾2 است، چون لازمۀ قائل شدن به اعادۀ معدوم این است که شیء، مماثل با آن معاد باشد که مرحوم حاجی این مسئله را بیان میکنند. ایشان مثلیت را در اینجا به یک معنای عامّی گرفتهاند اما بحث راجع به اعادۀ نفسِ معدوم است نه مثلیّت. بنابراین اگر قرار باشد که تکرار در تجلّی پیدا بشود لازمهاش مثلیّت یک شیء با شیء دیگر در تمام جهات است، درحالیکه در عالَم دو شیء مانند هم نیستند و هر وجودی یک وجودِ مختصّ به خودش را میطلبد، یعنی امکان ندارد که حتّی دو سلول منجمیعجهات شبیه به هم باشند.
اگر قرار باشد مثلیّت در عالَم خَلق متحقّق بشود لازمهاش مثلیّت در ذاتِ حقّ است؛ چون علّت که همان صادر اول است، علّتِ برای این مثل است و چون از یک علّت فقط یک معلول تنازل پیدا میکند پس در افاضۀ دوم و اضافۀ اشراقیّۀ ثانی طبعاً این موجود باید مغایر با موجودِ اول باشد، و اگر مثل قبلی باشد مثلِ او در ذات پروردگار هم پیدا میشود که ﴿لَيۡسَ كَمِثۡلِهِۦ شَيۡءٞ﴾، این هم از نقطهنظر ربط مسئله با مبدأ اول.
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 196.
- . سوره الشوریٰ (42) آیۀ 11.

