جلسه ۷۳
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۳
3دلالت معلول، مدلول و منتهای واحد بر علّت، دالّ و مبدأ واحد
و مطلب بعد اینکه میفرمایند: وَ فِی کُلُّ شَیءٍ لَهُ آیةٌ تَدُلُّ علی أنَّهُ واحِدٌ؛1 آیتیّتِ وُحدانیّت پروردگار در مرایا و تجلیّات او ظاهر میشود، چون پروردگار متعال واحد است پس آیۀ او هم باید واحد باشد، ما از معلول واحد پی به علّت واحد و از مدلول واحد پی به دالّ واحد و از منتهای واحد پی به مبدأ واحد میبریم. چون هر ذاتی در تشخّص خودش واحد است و آن تشخّص هم مستند به مبدأ أولیٰ است پس مبدأ أولیٰ هم باید واحد باشد و امکان ندارد که متعدّد باشد. اگر مبدأ أولیٰ متعدّد شد امکان ندارد که تشخّص واحد در عالَم وجود پیدا بشود چون دو علّت، دو معلول را میطلبد و یک علّت، یک معلول را میطلبد، پس اگر این ذات در عالَم وجود واحد بود معلوم میشود که علّتش هم واحد است.
البتّه تمام این مطالب بهصورت برهانی در اسفار هم آمده است ولی دأب مرحوم حاجی بر این است که نتایج عرفانی مترتّب بر حکمت متعالیه را در لا به لای براهین خودشان در فلسفه بگنجانند درحالیکه جای این حرفها در کتب فلسفی نیست، ولی ایشان بهخاطر غلبه و اشتداد جهت شوق و انبساط خودشان نمیتوانند به صرف بیان این مسائل اکتفا بکنند و این غلبۀ حال باعث میشود که این مسائل را هم درلابهلای این ابحاث فلسفی بیاورند. این بحث راجع به اعادۀ معدوم بود که ایشان تا اینجا بیان کردند، گرچه شیخالرئیس و بعضی دیگر قائل به بداهت این مسئله شدهاند،2 ولی مرحوم حاجی از روی قاعده، دلائل و براهینی را هم برای این مسئله در اینجا ذکر میکنند.
تبیین و توضیح صورت مسئلۀ اعادۀ معدوم
برداشت ما از مسئلۀ اعادۀ معدوم باید اینطور باشد که بگوییم: این شیء که یک تشخّص واحد دارد در یک زمانی باید معدوم بشود و بعد آن شیء در یک زمان دیگر باید به همان وجودِ سابق وجود پیدا بکند. بهخاطر روشن شدن مسئله لازم است که ما در اینجا یک قدری بحث را گسترش بدهیم و همانطور که دیگران هم گفتهاند بحث را اختصاص به زمانیّات ندهیم، و ما داعی نداریم که بحث امتناع اعادۀ معدوم را محدود به زمانیّات بکنیم!
- . شرح المنظومه، ج 2، ص 196.
- . الهیّات شفا، ج 1، ص 35.

