اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه

جلسه ۷۴

توضیحات:

14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴

12
  • قابل اشاره نبودن ذات پروردگار

  • لذا اطلاق «هو» به ذات هم از باب ضیق خناق می‌گویند که اشاره است، و الاّ مقامِ ذات قابل اشاره نیست. مقام ذات، مقام بسیط است؛ من اشارۀ به او می‌کنم درحالی‌که خودم هم داخل آن هستم، پس چطور اشاره به او کرده‌ام؟! الآن که آن وجود بسیط، وجودِ متعیّن من را هم دربرگرفته است دیگر اشارۀ به چه چیزی می‌خواهم بکنم؟ اگر اشارۀ به خودم بکنم او داخل نیست، اگر اشارۀ به او بکنم من داخل نیستم، اگر اشارۀ به بسیط بکنم خودم هم در بسیط هستم، لذا هو اصلاً قابل اشاره نیست.

  • قبلاً عرض کردیم که اطلاق هو بر پروردگار از باب این است که چون خدا لفظی را پیدا نکرده است که هیچ اسم و رسمی در آن لفظ وجود نداشته باشد، هیچ جنبۀ تنزّل اسم یا صفتی در آن وجود نداشته باشد، بلکه فقط و فقط ذات محض را دربربگیرد، هو را در اینجا آورده است. و آن «هو» را که خدا آورده است با آن «هو» که ما می‌آوریم تفاوت دارد؛ هویٰ ما، «هو ضَرَبَ» است یعنی «او زد» است، ولی هویٰ خدا، «أنا ضَرَبتُ» است یعنی «من زدم» است، در آن «هو» دیگر بین ضمیر أنا و ضمیر هو، بین ضمیر جمع و مفرد فرقی نیست، یعنی تمام هوهویّت‌ها و تعیّنات در اشارۀ به ذات انمحاء و فناء دارند.

  • بنابراین هو اصلاً اشاره‌ای ندارد، پس اینکه خدا در اینجا ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَد﴾1 را آورده است به‌این‌خاطر است که می‌خواهد اشاره بکند که من حدّاقل چیزی را که در اینجا خواسته‌ام بیاورم این است که خواسته‌ام اشارۀ به ذات خودم بکنم، ذاتی که از تمام آنچه که شما تصوّر می‌کنید بالاتر است؛ از افعال بالاتر است، از صفات بالاتر است، از اسماء بالاتر است، بلکه تمام اینها فانی در او هستند، منتها چون اسمی را برای آن پیدا نکردم، «هو» را آورده‌ام.

    1. . سوره اخلاص (112) آیۀ 1.
/ 260