جلسه ۷۴
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۴
13پس خیال نکنید که این «هو» اشاره است، «هو» در اینجا اصلاً اشاره ندارد، «هو» مقام عماء و عدم تعیّن است. «اللَهمّ أفِض صِلَةَ صَلَواتِکَ و سَلامَةَ تَسلیماتِکَ عَلَی أوَّلِ التَّعَیُّناتِ المُفاضَةِ مِن العَماءِ الرَّبّانیِّ، و آخِرِ التَّنَزُّلاتِ المُضافَةِ إلَی النَّوعِ الإنسانی»؛1 این عماء ربانی یعنی همان مقام هو، یعنی اول تنزّلی که از مقام عماء و ذات وجود پیدا کرد و آن را نشان داد، وجودِ مقدّس پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بود. خود این تنزّل با تمام قوا و استعداداتی که دارد، که میتواند همۀ عوالِم امکان را خلق و ایجاد بکند، خود آن تنزّل، فانی و مُنمَحی در آن ذات و عماء است. پس این تنزّل دیگر «هو» نمیشود، چون ما جهل داریم و وجودِ نازله را مُنفَکِّ از آن ذات میدانیم، پیغمبر مجبور شد بگوید: ﴿هُوَ ٱللَهُ أَحَد﴾2. اما اگر ما این جهل را نداشتیم و این وجود را منفکِّ از ذات نمیدیدیم بلکه این وجود را عینِ ذاتِ متنازلۀ در عالَم کثرت مشاهده میکردیم، در اینصورت دیگر فرق بین هو و أنا، بین جمع و مفرد و امثالذلک از بین میرفت.
وجودِ واحد مجرّد محیط بودن نفس ناطقه دلیل برای وحدت شخص
برگشت این مسئلهای که عرض کردم به این است که راسم وحدت بین دو بدن درحالیکه هر دو دارای نفس هستند و ما بهخاطر آن در اینجا اشارۀ به عینیّت این دو میکنیم، همان نفسِ ناطقه است. نفسِ ناطقه یک وجودِ محاط به بدن نیست که بدن آن را احاطه کرده باشد و یک محدودیّت و حدودی به این نفس داده باشد، تا آن وجود بعد هم همینطور باشد و آن وجود بعدی هم همینطور باشد، تا اشکال پیش بیاید که این نفس کدامیک از این بدنها است؟ بلکه نفس ناطقه عبارت است از یک وجودِ واحد مجرّد محیطی که آن وجودِ واحد مجرّد محیط به هر چیزی تعلّق بگیرد آن را به استخدام خودش درمیآورد، بروز و ظهور خود را از آن شیء ایجاد میکند و مظهریّت خود را در آن شیء بهوجود میآورد، نهاینکه آن نفس ناطقه محدود به این بدن شده باشد.
- . امام شناسی، ج 16، ص 241، تعلیقه:
«جزء مجموعهای از صلوات خاصّه محییالدّین غیر از صلوات مشهوره. اصل مجموعه در کتاب بسیار کوچک بغلی با خطّی در أعلاترین درجه از حسن نستعلیق نزد حقیر موجود میباشد.»
؛ امام شناسی ج 17، ص 242:
«بار پروردگارا بهطور سرشار بریز صلوات و تحیّات و درودهای متَّصله خودت را، و پاکترین و خالصترین سلامها و اکرامهای خودت را بر اولین تعیّناتی که از مقام عَماءِ ربَّانی (خفاء و پنهانی صرف و اندماج محض) بهطور سرشار فرو ریخته است، و بر آخرین مراتب تنزّل و پستی ماهوی که بهسوی نوع انسانی انتساب پیدا کرده است.» - . سوره اخلاص (112) آیۀ 1.
- . امام شناسی، ج 16، ص 241، تعلیقه:

