جلسه ۷۴
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۴
7ذکرِ مثال برای مثلبودن معدومِ معاد
مثلاینکه شما یک قالبی دارید که در آن، خاک میریزید و آجر درست میکنید، چنان آجر درست میکنید که هر آجری که درست میکنید عینِ همان آجری که در دفعهی پیش درست کرده بودید درمیآید، یعنی چون قالب واحد است تمام آجرهایی هم که از آن بیرون میآیند واحد هستند یعنی مثل هم هستند، بهطوریکه اگر شما این آجر را از بین بردید یک آجر دیگر سر جای آن میآورید. در مثلیّات دنیا مثلاً در فقه نخواندهاید که اگر شخصی مال دیگری را از بین ببرد و او مالش را طلب بکند باید بینیم که آیا مثلی است یا قیمی است؟ که این هم یک ملاکی برای خودش دارد چون تغییر پیدا کرده است، در آن زمان یکجور بوده است و حالا یکجور دیگر است و امثال این مسائل. مثلاً بعضی مثل را تعریف میکردند به اینکه مثلی آن چیزی است که تمام اجزاءِ آن عین از نقطهنظر قیمت و خاصیّت، یک حد داشته باشند و دارای یک توازن باشند؛ بنابراین در اینصورت منبابمثال الاغ، قیمی است چون اجزای او با همدیگر فرق میکنند، اما منبابمثال گندم اینطور نیست چون تمام اجزاء وجودی گندم مثل هم هستند، برنج و حبوبات هم همینطور هستند یعنی مثلی هستند پس اگر یکی گندم دیگری را از بین برد، اگر گندم را بپردازد کافی است و لازم نیست چیز دیگری بپردازد. آیا ماشین هم همینطور است؟ چون چرخ ماشین با فرمانش فرق میکند، صندلی با شیشه فرق میکند، پس مثلی نیست.
البتّه ملاک در مثلیّات این است که اگر دوتا از آن شیء را کنار هم قرار بدهید با همدیگر تفاوت نکنند؛ در اینصورت تمام این مثالها جزء مثلیّات هستند. پس مثلی آن چیزی است که اگر دوتا از آن شیء را کنار هم قرار بدهید با همدیگر تفاوت نکنند؛ مثلاً کارخانهای که یک نوع ماشین را بیرون میدهد، اینها مثلی هستند چون هر دو ماشین از آنها مثل هم هستند، بهطوریکه اگر آن را عوض بکنند خود صاحبش هم آن را نمیشناسد، یعنی منبابمثال اگر ماشین پیکانی را که فردی یک سال هم سوارش بوده باشد را با یک ماشین پیکان دیگر که مثل آن است، صندلی، فرمان و سقفش مثل همان ماشین خودش باشند عوض بکنند، در اینصورت این شخص سوار میشود و میرود و اصلاً متوجّه نمیشود که این ماشین خودش نیست. یعنی حدود ماهوی مثل از نقطهنظر مثلبودن آنقدر با مُمَثَّل وحدت دارد که انسان حکمِ عین را به آن میکند.

