جلسه ۷۵
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۵
11مرحوم حاجی در جواب میفرمایند: امکانی را که حکماء در اینجا میگویند همان امکان وقوعی و عرفی است، مردم که امکان ذاتی، امتناع ذاتی و وجوب ذاتی را متوجّه نمیشوند. مردم که همیشه میگویند این، ممکن است؛ یعنی این میآید، یعنی امکان وقوعی منظورشان است. و در امکان وقوعی درصورتیکه دلیلی برخلاف آن داشته باشیم دیگر جایی برای آن نیست چون محلّ برهان است.
لزوم امتناع اعادۀ معدوم حتّی در صورت امکانذاتی گرفتن معنی امکان در کلام حکماء
در اینجا میشود این مطلب را هم گفت که بهفرض منظور از امکان در اینجا امکان ذاتی باشد، میگوییم که امکان ذاتی منافاتی با امتناعبالغیر ندارد. وقتی که شما میگویید یک شیئی ممکنِ بالذّات است، یک وقت این بحث امکان را روی ماهیّت میبرید و یک وقت بهلحاظ وجود از آن بحث میکنید؛ اگر امکان روی ماهیّت برود دیگر معنا ندارد که شما صفت امکان را به یک ماهیّت منحیثهی بار بکنید؛ چون ماهیّت یک معنا و مفهومی است که خالی است از هر گونه صفتی، غیر از صفاتی که ذاتیّات آن را تشکیل میدهند. ما همیشه امکان را بهلحاظ وجود حملِ بر ماهیّت میکنیم یعنی وقتی که ماهیّت را لحاظ میکنیم و آن را منتسب به وجود میکنیم حالا میگوییم که این ماهیّت یا ممکنالوجود است یا ممتنعالوجود است، هیچوقت ما صفت امکان را بهلحاظ خود ماهیّت بر آن حمل نمیکنیم چون امکان به وجود برمیگردد. معنی ندارد که بگویید ماهیّت ممکن است، اگر شما همینطوری میگویید که ماهیّت ممکن است ما میگوییم که نه، ماهیّت ممتنع است.
بنابراین ماهیّتِ بهلحاظ وجود یا ممکن است و یا ممنتع است، منبابمثال ما شریکالباری که یک ماهیّت است را بهلحاظ وجود لحاظ میکنیم که آیا شریکالباری میشود وجود پیدا کند؟ یعنی همین که آن را منتسب به وجود کردیم، میگوییم: نه، شریکالباری ممتنعالوجود است. یا میگوییم که آیا زیدی که هنوز نیست در ذات خودش میشود وجود پیدا بکند؟ میگوییم که در این مسئله اشکالی نیست پس امکان دارد که وجود پیدا بکند. پس میگوییم: زیدٌ ممکنُ الوجود.

