جلسه ۷۵
توضیحات:
14. غرر في أنّ المعدوم لا يعاد بعينه
جلسه ۷۵
7و به همینخاطر ما در آنجا گفتیم که حرکت یک امر انتزاعی است، پس حرکت از وَضع انتزاع میشود؛ وقتی که دست من الآن حرکت میکند یک وضع و ارتباطی با اشیاء خارج دارد، مثلاً این قسمت بالای دستِ من الآن در این نقطۀ از فضا واقع شده است یعنی ارتباط دارد و موازی با قسمت بالای این ضبط است یعنی این الآن یک انتسابی با آن دارد، و زیر دست من با این نقطۀ ضبط که الآن روی این فرش است انتساب دارد، یعنی این جهت با آن جهت ارتباط دارد. الآن شما وَضع و انتساب این دست را با این اشیائی که در اطراف آن هستند مشاهده میکنید، بعد من دستم را حرکت میدهم و ده سانت به این طرف میآورم، در اینصورت شما میبینید که این وَضع تغییر پیدا کرد. الآن ما روی مقولۀ وَضع رفتهایم و با هیچ چیز دیگری کار نداریم، یعنی میخواهیم بگوییم که حرکت اصلاً عبارت از تغییر در وَضع است و به هیچ چیز دیگری مربوط نیست.
البتّه این حرکتِ در کمّ است و حرکت در جوهر و چیزهای دیگر فرق میکند که بحث آنها را برای بعد میگذاریم. فعلاً صحبت ما دربارۀ حرکت در کمّ است؛ الآن این دست در این وضع قرار گرفته است، بعد در این وضع دیگر قرار میگیرد، ما دست را بالا میبریم وَضع آن عوض میشود، آن را برمیگردانیم وضعش عوض میشود، مثلاً نوک دست در مقابل این ضبط بود ولی الآن پهنای دست در مقابل آن قرار گرفته است. پس از اینجا معلوم میشود که حرکت اصلاً عبارت از تغییر در وَضع است و خود وَضع هم یکی از اعراضی است که عارض بر موضوع میشود یعنی این، عَرَض بر عَرَض است و ما عروضِ عَرَض بر عَرَض را جایز میدانیم؛ یعنی خود عَرَض ممکن است معروض برای یک عَرَض دیگر واقع بشود، یعنی ما یک شیء دیگر را از آن انتزاع بکنیم.

