جلسه ۷۶
توضیحات:
15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق
جلسه ۷۶
12«و میبینی کسی که حظّی از ذوقیّات دارد ولی حظّی از نظریّات ندارد میگوید: شریکالباری به تصوّر نمیآید و فرض محال هم محال است. (پس فرض شریکالباری محال است.)
در جواب این شخص و امثالش باید بگوییم: (تو که میگویی فرض شریکالباری محال است، با این حرف خودت داری آن را تصوّر میکنی.) اگر شما مغالطه نکنید و مفهوم و مصداق بر شما مشتبه نشده باشد، خواهید دانست هر مفهومی چه در ذهن و چه در خارج تحقّق و مصداق پیدا بکند، از ذاتیات خودش خارج نمیشود و ذاتش منقلب نمیشود و تغییر پیدا نمیکند. (آن چیزی که در خارج است همان در ذهن میآید و در ذهن تغییر پیدا نمیکند. یعنی مفهوم آب در ذهن، آب است و در خارج هم آب است، نهاینکه در ذهن، آب است و در خارج تبدیل به دوغ میشود و یا در خارج دوغ است ولی همین که در ذهن میآید تبدیل به آب میشود. شما گوسفند را که در ذهن تصور میکنید تبدیل به شتر نمیشود بلکه در ذهن هم همان گوسفند است. بالأخره این مفهومی است که مصداقش مشخّص است و انقلاب در آن پیدا نمیشود.) بلکه وجود، این مفهوم ذهنی را همانطوریکه هست ابراز میکند، (بیاضِ در خارج وقتی که در ذهن میآید، وجود ذهنی آن را تبدیل به سواد نمیکند بلکه همان چیزی که در خارج است همان در ذهن است.)
پس بیاض وقتی که در خارج یا ذهن تحقّق یابد، عالی باشد یا سافل، از بیاضیّت خودش خارج نمیشود (یعنی چه بیاض را به مرحلۀ عام بگیریم و چه بیاض خاص بگیریم، یعنی بیاضِ گچ را درنظر بگیریم یا بیاضِ کلّی را درنظر بگیریم از بیاضیّت خودش خارج نمیشود.) و وجودش منقلب نمیشود، (منبابمثال بیاض تبدیل به سواد نمیشود.) چنانچه وجودش ذاتاً بیاض نمیشود.
بنابراین مفهومات محال و شریکالباری و معدوم مطلق و غیر اینها نیز همینطور هستند یعنی آن مفاهیم از ذاتیّات خودشان جدا نمیشوند (یعنی بر هر مفهومی خود آن مفهوم صدق میکند، بر مفهوم آب، آب بودن صدق میکند نه چیز دیگری. پس ذاتیِات یک شیء از خود آن شیء جدا نمیشوند.) پس اگر شما مفهوم محال را تصوّر کردید آیا این مفهوم محال تبدیل به مفهوم ممکن یا واجب میشود؟ نه، مفهومِ محال، محال است یعنی هر وقت آن را تصوّر بکنید باز محال است و محال در ذهن شما میآید. درحالیکه ثبوت شیء برای خودش ضروری است (مثلاً ثبوت زیدیّت برای خودش ضروری است، ثبوت محالیّت برای ذاتِ محال ضروری است.) و سلب شیء از ذات خودش محال است.

