جلسه ۷۶
توضیحات:
15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق
جلسه ۷۶
4مسئله در شریکالباری هم همینطور است؛ وقتی شما شریکالباری را تصوّر میکنید، در این تصویر شما هیچوقت وجودِ خارجی لحاظ نشده است، نهاینکه لحاظ شده باشد. مسلّم است که شما ذهن خودتان را مرآت برای خارج قرار میدهید ولی نه به این معنا که شریکالباری در خارج هم هست، بلکه ذهن شما فرضِ خارجی برای شریکالباری میکند؛ چون اگر فرض خارجی نمیکرد که شما ممتنع را بر آن حمل نمیکردید. اگر ذهن شما میگفت که این شریکالباری که من تصوّر کردهام فقط در عالَم ذهن است و امکان ندارد که در عالَم خارج پیدا بشود، در اینصورت حملِ امتناع بر آن دیگر معنا ندارد. پس ذهن یک شریکالباری در خارج میتراشد و بعد آن را مقایسۀ با خود باری میکند و میگوید یا باید باری باشد و یا باید شریکش باشد، حالاکه باری هست پس شریکش نیست. خدا میگوید یا جای من است یا جای آن! پس ذهن در اینجا یک وجود خارجی برای شریکالباری تصوّر میکند.
اشکال اجتماع نقیضین در شبهۀ عدم مطلق
مرحوم حاجی میگویند که آیا اینجا اجتماع نقیضین نیست؟ چون از یک طرف میگویید عدم مطلق است، و اگر عدم مطلق است پس چرا از آن خبر میدهید؟ اگر شریکالباری را تصوّر کردید پس چرا میگویید محال است؟ آیا فرضِ محال، محال نیست؟
ایشان میگویند نه! فرضِ محال که محال نیست، چون همین محالیّت که به شریکالباری نسبت میدهید از حاقّ ذات مفهوم گرفته شده است. چطور ممکن است شما مفهومِ محالیّت را از خود محالیّت سلب بکنید، چطور ممکن است شما ذاتیّت یک شیء را از آن شیء سلب بکنید، چطور ممکن است که شما زیدیّتِ زید را از زید سلب بکنید؟! این نمیشود. پس وقتی شما محالی را در ذهن آوردید معلوم میشود که یک معنایی در ذهن شما آمده است، گرچه آن معنا در خارج از ذهن شما نیست اما در ذهن شما که هست؛ چون اگر در ذهن شما نبود که نمیگفتید: شریکالباری محال و ممتنع است، اجتماع نقیضَین محال است، اجتماع ضدّین محال است. پس این محالیّتی که در ذهن شما آمده است یک مفهومی است که محالیّت را هم با خودش آورده است یعنی ذاتی خودش را با خودش آورده است و قطعاً سلب ذاتی از خود ذات نمیشود.

