جلسه ۷۶
توضیحات:
15. غرر في دفع شبهة المعدوم المطلق
جلسه ۷۶
5جواب شبهۀ معدوم مطلق با حمل اوّلی ذاتی و شایع صناعی
مرحوم حاجی میگویند که رویاینحساب حلّ این مشکلِ عویصه ـ بهحسابخودتان ـ به این است که ما در باب حمل این مسئله را حل میکنیم؛ میگوییم در المَعدومُ المُطلَقُ یا العَدَمُ المُطلَقُ لایُخبِرُ عَنهُ؛ این عدم مطلق به معنای حمل اوّلی ذاتی لایُخبِرُ عَنهُ است، یعنی وقتی که شما عدمِ مطلق را تصوّر میکنید در ذات این عدمِ مطلق به حمل اوّلی ذاتی عدمِ اِخبار عنه هم خوابیده است. اما به حمل شایع صناعی خود معدوم مطلق یک معنای مبهمی است که در ذهن ارتسام پیدا کرده است چون شما آن را تصوّر کردهاید، در اینصورت خود این عدم مطلق نحوٌ مِن الوجود میشود چون بالأخره صورت ذهنیّه دارد. و وقتی که نحوٌ مِن الوجود شد میگوییم لایُخبِرُ عَنهُ است، یعنی از این نحوِ از وجود در خارج نمیشود خبر داد. یعنی وقتی که شما آن را در ذهن آوردید ذهن شما مرآت برای خارج قرار میگیرد، پس میگوید اگر این مفهوم ذهنی من بخواهد در خارج انجام بگیرد، اگر خودت را هم بکُشی نمیتوانی از آن خبر بدهی.
و یا شریکالباری به حمل اوّلی ممتنع است اما به حمل شایع صناعی شریکالباری یکی از مصادیق ذهن است که در ذهن ارتسام پیدا کرده است، چون آن چیزی که در ذهن مصداق پیدا کرده است یک نحو از وجود و یک نحو از تصوّرات است. مگر این خدایانی که ما در ذهن خودمان ساختهایم واقعیّت دارند؟! پول خدا است، زن، بچه، زندگی، ریاست، مرجعیّت شیعه، مجلس استفتاء و امثالذلک اینها همه خدایان ما میشوند.
ای هواهای تو هوا انگیز *** وی خدایان تو خدای آزار ره رها کردهای از آنی گم *** عز ندانستهای از آنی خوار ده بود آن نه دل که اندر وی *** گاو و خر باشد و ضیاع و عقار قائد و سایق صراط الله *** به ز قرآن مدان و به ز اخبار

