جلسه ۷۷
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۷
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرّحیم
غررٌ فی بیانِ مناطِ الصّدقِ فی القضیّةِ.
الحکمُ إن فی خارجیةٍ صَدَق *** مثلُ الحقیقیةِ لِلعین انطَبَق و حقُّه مِن نسبةٍ حکمیةٍ *** طبقٌ لِنفسِ الأمر فی الذِّهنیة بِحدِّ ذاتِ الشـیءِ نفسُ الأمر حدّ *** و عالَمُ الأمرِ و ذا عقلِ یعد مِن خارجٍ أعمّ إذ لِلذِّهن عَمّ *** کَما مِنَ الذِّهنی مِن وجهٍ أعَم إذ فی صوادِقِ القضایا صَدَقا *** و فی کواذبِ و حق فَرَقا 1 این بحث دربارۀ تعریف حقیقت و واقعیت است و بهطورکلی معیار شناخت حقیقت چیست؟ قضایایی که ما در ذهن خودمان تصور میکنیم و حکم به ثبوت آن محمول برای آن میکنیم از دو حال خارج نیست؛ یا منطبق است یعنی یا این قضیّه راست است یا دروغ و حد واسط بین راست و دروغ معنا ندارد؛ به عبارت دیگر یا حقیقت دارد یا ندارد یا خطا است یا صحیح است.
بهطورکلی واقعیت و علم که عبارت از اکتشاف واقع است در چه صورت برای انسان حاصل میشود؟! خب این را که فرمودهاند که اگر قضیهای مطابق با واقع باشد به آن صدق میگویند یعنی خودش را به واقع بپوشاند، هول بدهد و بگوید که من هستم که با واقع تطبیق میکنم به این قضیّه میگویند قضیۀ صادقه و اما مطابَق اگر باشد از نقطهنظر اینکه واقع با این قضیّه منطبق است یعنی واقع خودش را میآورد در این کلام و از این کلام خودش را نشان میدهد به آن حق میگویند و هر دو یکی است و ملاک در هر دو یکی است. حالا صحبت در این است که واقع به چه میگویند و حقیقت به چه گفته میشود؟
ما چند نوع قضیّه داریم که فعلاً حالا ما به این قسم بیان میکنیم؛ یک قضایایی داریم که به آن قضایای شخصیه میگویند مثل زید قائمٌ و عمرو جالسٌ اینها قضایای شخصیه است. از کجا بفهمیم که این قضیّه راست است یا دروغ است؟ خُب مشخص است، یک خارج از این کلام وجود دارد که این خارج عبارت از خود زید است؛ اگر زید همینطور بود که این کلام بر آن دلالت میکند این قضیّه میشود صادقه و اگر نبود دروغ میشود.
- . منظومه، ج 2، ص 212.

