اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية

جلسه ۷۷

توضیحات:

16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۷

6
  • ملاک برای‌اینکه یک قضیّه صادقه است یا نه چیست؟! اگر ما بگوییم که ملاک خود ذهن است، خُب ذهن هر فردی برای خودش هست و به تناسب با برداشت‌های مناسب با ذهنیاتش [تصور می‌کند] یعنی هم الإنسان نوعٌ چون در ذهن من ساخته و پرداخته شده است صادق است و هم الإنسان لیس بنوعٍ چون در ذهن شما ساخته و پرداخته شده صادق است. خُب این اجتماع نقیضین می‌شود؛ اجتماع نقیضین و تضاد و این حرف‌ها می‌شود. خُب این اشکال هست. پس ما باید یک ملاکی قرار بدهیم.

  • در یک آن هم الإنسان نوعٌ صادق است هم الإنسان لیس بنوعٍ صادق است. چون عدم نوعیت نقیض برای نوع است پس در آنِ واحد چون الإنسان لیس بنوعٍ در ذهن شما منطبق شده صادق است، الإنسان نوعٌ چون در ذهن من منطبق و با ذهن من ساخته شده است این‌هم صادق است. این اجتماع نقیضین می‌شود یعنی دو قضیه‌ای که متناقض با هم هستند آن دو قضیّه صادق باشند.

  • تلمیذ: ذهن دو نفر است.

  • استاد: درست است که ذهن دو نفر مطرح است ولی خود این الإنسان نوعٌ فی‌حدّ نفسه یک نفس‌الأمریت دارد یا ندارد؟! بالأخره نفس‌الأمریت است ما نمی‌توانیم بگوییم که ندارد. الآن با آن نفس‌الأمریت خودش بالأخره یا منافات دارد یا ندارد. می‌خواهیم بگوییم که این‌طور فرض کنیم که ما زید را ملاک برای صدق و ملاک برای کذب بدانیم لازمه‌اش این است که اصلاً ما قضیۀ ذهنیۀ کاذبه نداشته باشیم و این غلط است. این همان اجتماع نقیضین است چون هر ذهنی برای خودش یک حکم جدا دارد. در این‌صورت ذهن نمی‌تواند معیار برای حقّانیت و صدق یک قضیّه باشد. ما باید سراغ یک چیز دیگری برویم آن چیز دیگر چیست؟ می‌گوییم: نفس‌الأمر؛ نفس‌الأمری ما در واقع نداریم نفس‌الأمر یعنی عالَم واقع، خُب این عالم واقع چیست؟ اگر شما عالم اعیان را به‌حساب می‌آورید خُب در عالم اعیان انسان و نوعیت نیست انسان و نوعیت دو امر انتزاعی هستند که حکم به کلیت و طبیعت کلیۀ آنها کرده در الإنسان و نوعٌ یعنی ما در خارج نمی‌توانیم یک انسانی را پیدا کنیم و یک نوعی پیدا بکنیم پس این قضیّه باید با چه منطبق شود؟ می‌گوییم: با نفس‌الأمر، نفس‌الأمر چیست؟ ایشان می‌گویند: حد ذات شیء است یعنی هر شی‌ء در ذات خودش یک حد و تعریفی دارد، اگر قضیّه با حدود آن ذات شی‌ء منطبق شد قضیّه صادق می‌شود والاّ نمی‌شود. بر ممکن حدوث عارض شده و لباس حدوث پوشانده است پس خود این ممکن قبل از اینکه لباس حدوث بپوشد در مرحلۀ عدم بود، خُب اینکه الآن باید لباس حدوث بر آن پوشیده بشود این ممکن، یک امتیاز و یک اشتراکی با ممکن‌های دیگر دارد؛ ممکن‌های دیگر از نقطه‌نظر امتیاز و اشتراک با ماهیت‌های ممکنۀ دیگر درصورتی‌که ممکن، ممکن مادی باشد نه ممکن مجرّد، در این‌صورت این یک مورد را اشتراک دارد که اسم آن را جنس می‌گذاریم و یک مورد امتیاز دارد که اسمش را فصل می‌گذاریم و از اجتماع بین جنس و فصل، نوع به‌وجود می‌آید پس این ممکن که انسان است می‌شود نوع، حالاکه این نوع شد اصناف دارد، اصناف که شد افراد دارد. بنابراین این ممکن الآن در این شرایط دارای جنس است و فصل است. درست شد؟! جنسش ما به‌الإشتراک با ماهیت‌های دیگر می‌شود و فصلش مابه‌الإختلاف می‌شود این دوتا که با هم جمع شدند نوع می‌شوند، در خارج که جمع شدند ماده و صورت می‌شوند. ما این را حدود ماهوی یک شیء قرار می‌دهیم این حدود ماهوی وقتی که مشخص شد آن‌وقت از این حدود ماهوی یک قضیّه درست می‌کنیم.

/