جلسه ۷۸
توضیحات:
16. غرر في بيان مناط الصدق في القضية
جلسه ۷۸
7آنوقت شما در اینجا ببینید برداشتی که آمده از حرکت گرفته دو برداشت کاملاً متضاد است؛ یک برداشت این است که این وجود ماهوی دارد حالا یا مقولۀ یازدهم است یااینکه اصلاً از مقولات خارج است بلکه از مقولۀ وجود است یعنی داخل در تحتِ مقوله نیست. حالا اگر مقوله را اعم بگیریم از مقولۀ وجود است بالأخره حرکت از وجود ماهوی بیرون میرود، وقتی که بیرون رفت حالا اگر من گفتم: الحرکة ما هو؟ شما گفتید: الحرکة عرضٌ، این حرکت که میگویید عرض است با کدام واقعیت باید منطبق باشد تااینکه صادق باشد یا صادق نباشد؟ اگر منظور ما از نفسالأمر خود ذهن باشد خُب یک ذهن میگوید: این حرکت از مقولۀ عرض است یکی میگوید: این حرکت از مقولۀ جوهر است رأی سوم هم میگوید: نه آقاجان نه از این و نه از آن بلکه حرکت از ناحیۀ وجود است پس با کدام ذهن ما این را بسنجیم؟! اینهایی که گفتند: ملاک صدق برای قضایای ذهنیه خود وجود ذهن است خُب ما میگوییم: الآن اذهان در اینجا تفاوت دارد؛ یکی میگوید: حرکت از مقولۀ وضع است همچون بندۀ حقیر سراپا تقصیر عبد عاصی که میگویم: از مقولۀ وضع است. شما میگویید: از یک مقولۀ جدایی است؛ یک مقوله هم داریم اصلاً به اسم حرکت. بعضیها گفتهاند که مقولات عشر، احدیٰ عشر است، مقولات أین، زمان، مکان، متیٰ، جده، کم، کیف و فلان یکی هم جوهر، یکی هم حرکت، اصلاً خود حرکت خودش یک مقوله است، به کسی دیگر کار نداریم میگوید: من چه چیزی از بقیّه کم دارم؟! من برای خودم کسی هستم! یکی میگوید: نه آقا اصلاً داخل در مقولات نیست، مقولات همان ده تا هستند، ما حرکت را اصلاً از مقولۀ وجود بهحساب میآوریم از مقولۀ وجود که بهحساب آوردیم دیگر مقولۀ وجود ماهوی به آن نمیخورد، میگوید: نخورد اشکالی ندارد. میگویم: پس چرا مادی میشود؟! میگوید: خُب بشود، اگر بشود کار درست نمیشود؛ اگر وجود بخواهد مقیّد شود همین تقیّدش یعنی وجود ماهوی است دیگر یعنی شما ماهیت را بالأخره روی آن بار کردید یعنی بالإبهام بار کردید ولو به تفصیل هم ندانید که این چیست ولی بالأخره آن چیست؟

