جلسه ۸۰
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۰
10چون اینقدر این مطلب سخیف است لذا مرحوم حاجی آمده در اینجا توجیه میکند و میگوید: منظور ما از اتصاف یعنی این است که آن برگشت اینها هم همان اصالةالماهیة است یعنی وقتی که ماهیت میخواهد موجود بشود، وقتی که جعل به ماهیت تعلق گرفت ما یک اتصافی از آن انتزاع میکنیم یعنی پس ماهیتِ موجود در خارج محقق شد پس جعل در واقع و نفسالأمر به ماهیت تعلق گرفته است یااینکه فرض کنیم به وجود تعلق گرفته است اما بالأخره شما میگویید: حالا ماهیت موجود شد این ماهیت موجوده را چه زمانی شما میفهمید؟! وقتی که علت و جاعل آمده افاضه کرده است. پس در واقع به اصل افاضه کرده است، شما این افاضه را به منتزع حمل میکنید، منتزع یعنی اتصاف همین جهت ارتباط بین هر دو است.
و لَعلَّ هؤلاءِ أرادوا أنَّ أثرَ الجاعلِ أمرٌ بسیطٌ یُحلِّله العقلُ إلی موصوفٍ و صفةٍ. و بِالحقیقةِ ذلکَ الأمرُ البسیطُ هو الوجودُ و إلّا فَظاهِرُه سخیفٌ لأنَّ الاتصافَ فرعُ تحققِ الطرفین و أنَّه أمرٌ انتزاعیٌ.1
شاید این آقایان اراده کردند که اثر جاعل یک امر بسیط است که همان وجود است، عقل او را تحلیل میکند به موصوف و صفتی، موصوف آن ماهیت است، صفتش وجود است و این امر بسیط در حقیقت خود همان وجود است و وجود مجعول است و جعل به آن تعلق گرفته است. منتها وقتی که به وجود جعل تعلق گرفت شما میگویید: «ماهیت موجوده»؛ زید موجود شد، اینکه میگویید: زید موجود شد و زید را متّصف به وجود میکنید، چه زمانی این اتصاف در عالم صحیح است؟ وقتی که وجود بار باشد پس در واقع برگشت این اتصاف باز به جعل وجود است یا به ماهیت است [ولی] دیگر نمیتوانیم این را بگوییم البتّه مشایین قائل به جعل وجود هستند. «و أنَّه أمرٌ انتزاعیٌ» والاّ یک امر انتزاعی است از طرفین انتزاع میشود.
ثُمَّ شَرَعنا فی استیفاءِ أقسامِ الجَعل بِقولِنا بِالذّات و بِالعرضِ مِن جعلِ مرکب و مِن جعلِ بسیط و هی أربعةٌ فی ثلاثةِ أی الثلاثةُ المذکورة مِن مجعولیةِ الوجودِ و الماهیةِ و الصیرورةِ اضرب فَتصیر إثنی عشر.2
- . منظومه، ج 2، ص 229.
- . همان.

