جلسه ۸۰
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۰
14تلمیذ: در زوجیت جعل بسیط است یا بالعرض؟
استاد: اینکه بسیط است چون گفتیم که لوازم ذاتی است منتها باز بالعرض است اینها همه تألیفی نیستند.
بله دوتا اراده است؛ جعل تألیفی با جعل بسیط فرق میکند؛ در جعل بسیط اول جاعل میآید خود موضوع را درست میکند و کنار میگذارد مثلاینکه اول نجّار تخت را درست میکند بعد نقّاش این تخت را رنگ میکند. در جعل بسیط و جعل مرکب هم همینطور است، جاعل اول میآید زید درست میکند و کنار میگذارد، میگوید: قربان چشم و ابرویت بروم، حالاکه تو را درست کردم منبابمثال حرکت کن، بنشین، سفر برو و... این جعل تألیفی میشود.
تلمیذ: یعنی اتصاف است؟
استاد: نه اینها اتصاف نمیگویند، میگویند: اصلاً جعل تعلق گرفته که... یعنی اگر توصیف نکنی این است که آنها میگویند که جعل نه به وجود تعلق گرفته نه به ماهیت، پس به کی تعلق گرفته است؟! چنین اتصافی ما نداریم همیشه ربط یک مرتبطی میخواهد، این با آن، یعنی دو طرفِ ارتباط میخواهد... اتصاف معنا ندارد. اینهایی که جعل را صیرورت میگیرند منظورشان در جعل تألیفی است نه در جعل بسیط. جعل این وجود، جعل بسیط است. جعل تعلق میگیرد به وجود مقیّده یعنی همان وجود بسیط را در آن تغییر میدهیم وجود مقیّده میشود. اصلاً معنای متجلی علت همین است اصلاً علّیت همین است، آنهایی که به معنای دیگر گرفتند اشتباه کردند، علّیت یعنی علت در خودش نه در خارج، چون خارج از خودش که دیگر وجودی نیست در خودش یک دگردیسی بهوجود میآورد، دگرگونی بهوجود میآورد، اسم این دگرگونی را علّیت و معلولیّت میگذاریم، آنوقت چون مقام خودش فوق آن دگرگونی است، علت میشود و اسم آن دگرگونشدۀ خودش را معلول یا مجعول یا هرچه که میخواهید بگذارید.
بله منتها اینها باید بعداً در بحث علّیت روشن بشود و مسئلۀ وجود رابطی که حالا بحث آینده است اگر مطرح بشود [باید ببینیم] ما چه نحوی وجود داریم؟ آیا وجود ما وجود رابط یا رابطی است؟! اگر این قضایا روشن بشود دیگر تمام آن مسائل و اختلافات شیخ محمدحسین و سید احمد کربلایی حل میشود1 یعنی اگر واقعاً یک مسئلۀ علّیت را متوجه بشویم دیگر آقا شیخ محمدحسین میرود و در اینجا حق با سید احمد است. یعنی حتی در استدلال هم حق با آقا سید احمد است چون ملاّصدرا تا قبل از بحث علّیت اصلاً این را نفهمیده بود که مسئلۀ تنازل علت به معلول به چه نحو است؟! آیا بهنحو انفکاک است یا بهنحو صرف ربط است یا انمحاء معلول در علت است، اگر میگفت که اشکال میکرد... در قضیۀ انمحاء تمام تعیّنات در مقام ذات اعتراف کرده است.
- . جهت اطلاع بیشتر به کتاب توحید علمی و عینی رجوع شود.

