جلسه ۸۰
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۰
7بعد مرحوم ملاهادی جدولی در اینجا ذکر میکند که بنا بر نظرات مختلف اینها را هم تقسیم میکند.
کَما قال السیّدُ المحققِ الداماد ـ قُدِّس سِرُّه ـ إنَّه لَمّا کان نفسُ قوامِ الماهیةِ مصححُ حملِ الوجود.1
[همانطوریکه محقق داماد گفتند که] از آنجایی که خود قوام ماهیت مصحح حمل وجود است یعنی ایشان میخواهد در اینجا بهاصطلاح بگویند که جعل تعلق به ماهیت گرفته است، از آنجایی که خود قوام ماهیت کفایت میکند که وجود بر آن بار بشود یعنی ماهیت در ذات خودش لازمۀ ذات خودش اینطور است مثل آهنربا میماند هر کجا که آهنربا باشد ذاتاً اگر آهنی آن وسط باشد بهطرف خودش میکشاند، خود ماهیت بهتنهایی کفایت میکند که ما وجود را به آن حمل بکنیم، خود ماهیت است دیگر نیاز به چیز دیگر ندارد.
البتّه مرحوم حاجی به این حرف اشکال میگیرد، میگوید: اگر خود ماهیت بهتنهایی کفایت کند که وجود به آن حمل بشود پس تمام ماهیتها باید از اول موجوده باشند چون میگوییم که غیر از خود ذاتش احتیاج به چیز دیگر ندارد پس لازم میآید تمام ماهیتها ثابتات ازلیه باشند.
فَاحْدَس أنَّها إذا استَغنَتْ بِحَسَبِ نفسِها و مِن حیثُ أصلِ قوامِها عن الفاعلِ صدَقَ حملُ الموجودِ علیها مِن جهةِ ذاتِها و خرجت عن حدودِ بِقعة الإمکان و هو باطلٌ.2
پس شما حدس بزن وقتی تغییرات بهحسب نفسش و از حیث اصل قوامش مستغنی از فاعل باشد، حمل موجود بر آن ماهیت از جهت ذاتش صدق میکند و خارج میشود از حدود بقعۀ امکان. و این باطل است.
پس این جعلی که ما در اینجا داریم به ماهیت تعلق گرفته است نه به وجود یعنی جعل میآید ماهیت را موجود میکند و به خود ماهیت قوام میبخشد منتها وقتی که به ماهیت قوام بخشید، وجود هم بالملازمه و بالاِنتزاع از آن ماهیت بیرون کشیده میشود.
أقولُ یَرِدُ علیه أنَّ استغناءَ الماهیة بالذات عن الجاعلِ لِکونِها سَرابًا و اعتباریةٍ.3
- . منظومه، ج 2، ص 227.
- . منظومه، ج 2، ص 227.
- . همان.

