جلسه ۸۱
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۱
10ولی اگر از خدا بپرسیم چه کسی هستی؟! میگوید: خودت را ببین، دیدی؟! من را دیدی! درست شد؟! این را معلول میگویند. دیگر از این راحتتر من نمیتوانم بیان کنم! این را میگویند: «معلول» آنهم «علت». علت همان معلول است که خودش را به اینصورت درآورده است. اگر من خودم را به یک شکل دربیاورم منبابمثال ریشم را قشنگ بتراشم قیافهام مثل قیافۀ فُکُلیها میشود باز من از این ذات مشخص خارج شدهام یا نشدهام؟! همان هستم. حالا اگر ریش گذاشتم و ریشم ـ مثل فتحعلیشاه قاجار ـ تا عانه آمد باز من از اینجا خارج شدهام؟! نشدهام! فتحعلیشاه خیلی اهل حال بود! اگر آمدم یک لباس سیاه پوشیدم، الآن من دیگر سید محسن نیستم؟! هستم. اگر آمدم لباسم را عوض کردم لباس سفید پوشیدم، اگر آمدم همۀ لباسهایم را درآوردم، در تمام احوال من با این تشؤُّنهایی که پیدا کردم، از آن ذات خودم که بیرون نیامدم. «هر لحظه به شکلی بت عیّار درآمد»،1 درست شد؟!
این علت هم همین است این علت دلش میخواهد خودش را به شکل آقای شیخ... درآورد. دلش میخواهد دربیاورد. دلش میخواهد خودش را به شکل آقا سید... درآورد. دلش میخواهد دلبخواهی است دیگر! میگوید: دلم میخواهد! کسی حرفی دارد؟! چه اشکالی دارد؟! دست خودش هست گردنش هم کلفت است! قدرتش را هم دارد! این کار را هم کرده است! درست شد؟! این علت میشود، آنهم معلول میشود.
علت مرتبۀ صاعدۀ معلول و معلول مرتبۀ نازلۀ علت
نامگذاری علت و معلول صرف انتساب است
پس علت این نیست مگر مرتبۀ صاعدۀ معلول و معلول نیست مگر مرتبۀ نازلۀ علت. هردوی اینها در واقع یک هویت در خارج بیشتر نیستند. حالاکه اینطور شد صحبت ما در این است: پس بین علت و معلول چه فرقی است؟! فقط صرف انتساب و صرف یک اضافهای در این هست که ما بهخاطر این انتساب اسمش را میگذاریم «معلول» و بهخاطر انتساب اسمش را میگذاریم «علت». فقط صرف انتساب است، همین، اما در واقع و در حاقّ واقع، معلول خود علت است و علت هم خود معلول است. در حاقّ واقع هیچ فرقی با هم ندارند. این معنای علّیت است.
- . منسوب به جناب مولانا:
هر لحظه به شکلی بت عیّار برآمد *** دل برد و نهان شد
- . منسوب به جناب مولانا:

