جلسه ۸۱
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۱
11حالا صحبت ما در این است: این علت میخواهد معلول خود را جعل کند اینکه میخواهد معلول را جعل کند بنا بر اصالةالوجود که مسئله درست میشود ـ آن وجود نازله همان وجود صاعده است، همانکه بالا هست و آن وجود صاعد همان وجود نازل است هیچ فرقی با همدیگر ندارند فقط ضعف و شدت دارند هیچچیز دیگری با همدیگر ندارند ـ اما اگر قرار شد علت بیاید ماهیت را افاضه کند، ماهیت که با همدیگر تفاوت دارند این حدّ که با آن حدّ تفاوت دارد آن حد است، با اضافه به شیء دیگر، حدِّ موجود است، حدّی است که یک اضافهای هم در آن بار شده است. آن اضافه چیست که بار شده است؟! همان جهت معلولی است. چون بین حدود که ارتباط نیست. آن حد با این حد که ارتباط ندارند. درست شد؟!
پس این حدی که الآن در خارج درست شده، این ماهیتی که در خارج درست شده، این را نمیتوانیم بگوییم که همان ماهیت بالایی است چون آن ماهیت علت با ماهیت معلول تفاوت پیدا میکند ولی وجود نه، وجود یک حقیقت است یک حقیقت بیشتر نیست یک حقیقت است که آن حقیقت شدت و ضعف دارد. مجرّد با ماده چه ربطی دارد؟! ماده با مجرّد چه ربطی دارد؟! شجر با حجر چه ربطی دارد؟! حجر با حیوان چه ربطی دارد؟! این علت وقتی میخواهد یک حجر درست کند، آیا ماهیت این علت هم حجر است؟! یا نه، آن ماهیت، ماهیت مجرّد است و اصلاً ربطی به حجر ندارد. پس آن ماهیت حجر از کجا آمد؟! درحالیکه ما گفتیم: این معلول عین همان علت است.
پس این معلول یک حدی است به اضافۀ یک استقلالی که آن استقلال او را از آن علتش جدا میکند درحالیکه در وجود، دیگر استقلال نیست. تمام وجود معلول عین وجود علت است. هیچ استقلالی از خودش ندارد ولی در ماهیت نمیتوانیم بگوییم که ماهیت غیر مستقل است. همینکه اسم ماهیت آمد میشود مستقل؛ ماهیت حجر جدا است ماهیت علت جدا است. بنابراین هیچگونه ربطی بین این دوتا نیست درحالیکه علت صرف ارتباط است ایجاد یعنی ارتباط ایجاد یعنی وجود، وجود یعنی ایجاد. اینها همه یک مصداق هستند که مفاهیم متعددهای دارند.

