جلسه ۸۱
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۱
12ببینید وقتی که علت میآید یک چیزی را درست میکند، خواهینخواهی از آن وجود یک ماهیتی انتزاع میشود. میگوید: اصلاً به ماهیت کاری ندارم بلکه من وجود را یک کاری میکنم وقتی یک کاری کردم، یک ماهیتی خواهینخواهی پیدا میکند ولی باز هر کاری که میکند در وجود میکند در وجود دستکاری میکند؛ در وجود خودش دستکاری میکند. منتها آن دستکاری که در وجود خودش میکند یک حدودی طبعاً ترسیم میشود آن را هم خودش درست میکند، منتها بالعرض، نه بالذات. ذاتاً در وجود تصرف میکند، وقتی این تصرف در وجود شد، آنوقت ملازم با یک حد و کیفیتی است و به آن کیفیتش ماهیت میگوییم.
تلمیذ: خود آن ماهیت از وجود است؟
استاد: نه آن دیگر به او ربطی ندارد. آنجا سنخیت نمیخواهد. ماهیت انتزاعی است وجود باید سنخیت داشته باشد که دارد. لذا علت از مجردات باشد، ماهیت اصلاً سنگ باشد معلول سنگ باشد، چه اشکال دارد؟! چون وجود سنگ با وجود علت که فرقی نمیکند یکی است. ماهیتش فرق میکند، بکند. آنوقت ماهیت یک امر اعتباری میشود.
أللهم صل علی محمد و آل محمد

