جلسه ۸۱
توضیحات:
17. غرر في الجعل
جلسه ۸۱
5ما در لحاظ با اصل الوجود و با ذات یکوقتی میگوییم: جعل به خود ذات تعلق گرفته بهنحو بساطت، جعل بسیط بالذات یعنی جعل به وجود بسیط و به ذات خورده. حالا آیا بین ذات و صفت ارتباطی هست؟! مثلاً بین زید و سیاه ارتباط است دیگر؛ سیاه آمده بر زید عارض شده است. حمل عوارض مفارق بر این ذات حمل بالإمکان است. در حمل بالإمکان که مناط احتیاج به علت است در اینجا جعل تعلق میگیرد و بین این را آشتی میدهد و ارتباط برقرار میکند حالا آن جعلی که میآید قیام را بر زید حمل میکند خود زید را دستکاری میکند قائم میشود و میآییم قیام را از زید انتزاع میکند. زید را دستکاری میکند متحرک میشود شما تحرک را از زید انتزاع میکنید. تمام اینها انتزاعات ذهن است هیچوقت وصفی را از جایی بر یک موضوعی نمیآورند بلکه خود آن موضوع دائماً در حال دستکاری شدن است مثالش را عرض کردم. حالا آن جاعل وقتی موضوعی را دستکاری میکند و ما یک وصف را انتزاع میکنیم در اینجا یک وجود ثانوی تصور میشود و آن وجود ترکیبی آن صفت و عرض بر این موصوف است. زید که سر جایش بوده یک چیزی الآن اضافه داریم که قبلاً نداشتیم و آن قیام است، یک چیزی الآن اضافه داریم که قبلاً نداشتیم و آن قعود است، یک چیزی الآن دارد و قبلاً نبود، آن حرکت است.
تلمیذ:... جعل بسیط است و ولی مسامحةً جعل مرکب...
استاد: انتزاعی است. انتزاعی همین است دیگر. از این جعل بسیط بالذات ما یک جعل ترکیب بالعرض انتزاع میکنیم آن جعل ترکیب ما قیام زید است. آن قیامی که روی زید آمد؛ زید قبلاً قائم نبود حالا قائم است قبلاً ساکن بود حالا متحرک است. آن بچهای که در شکم مادرش بود ساکن بود. چهار ماهش که شد شروع به لگد زدن میکند اینکه تا حالا ساکن بود چرا حالا لگد میزند؟! چه شده است؟! آهان، دستکاری شده است. این وسط یک دستکاری شده یعنی خدا دستکاری کرد. آن دستکاریای که الآن شده باعث شده که بچه شروع به حرکت میکند حالا این حرکتی که شما دارید از آن انتزاع میکنید این حرکت جعل ترکیبی است. یعنی جعلُ الذاتِ متحرکًا، جعلُ زیدٍ ساکنًا، جعلُ زیدٍ نائمًا و امثالذلک. پس این جعل ترکیبی از چه جعلی ناشی میشود؟ از آن جعل بسیط. چون جاعل آمده این ذات را دستکاری کرده این وسط یک ترکیبی بهوجود آمد. یک ارتباطی بین صفت و موصوف بهوجود آمد یک ارتباطی بین عرض و معروض خودش و موضوع خودش بهوجود آمد. این ارتباط را ترکیب میگوییم. پس میگوییم: جاعل آمده قیام درست کرده. جاعل قیام درست نکرده بلکه جاعل آمده آن زید را دستکاری کرده است وقتی دستکاری کرد حالا میگوییم: «زید قائم». پس جاعل که آمده قیام درست کرده بهواسطۀ جعل بالذات و بسیط درست کرده است. از آن جعل بسیط بالذات ما جعل ترکیب بالعرض میفهمیم.

