اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث

جلسه ۸۴

توضیحات:

الفریدة الثانیة فی الوجوب و الإمکان / 18ـ غرر فی المواد الثلاث

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۴

4
  • پس وجود فی‌نفسه آن وجودی است که محمول واقع شود؛ روی این حساب اگر گفتیم که «زیدٌ موجودٌ» این وجود زید وجود محمولی می‌شود، «القیامُ موجودٌ» قیام محمولی می‌شود، در واقع ما به قیام کار داریم و کاری نداریم به اینکه این قیام به زید بار شده است یا به عمرو، فقط می‌گوییم که قیامی بوده است. مثل کسانی که در مجلس می‌ایستند و می‌نشینند، بلند می‌شوند و می‌نشینند، ما به اینکه چه کسی بلند شده است و چه کسی نشسته است کاری نداریم، فقط می‌گوییم که قیامی انجام شده است دیگر چه کسی بلند شده است برای ما فرقی نمی‌کند چون حکمُ الأمثالِ فیما یَجوزُ و فیما لا یَجوزُ واحِدٌ. ما به قیام کار داریم و به قائمش کاری نداریم. این هم در اینجا که مفاد کانَ تامه بود.

  • پس در مجلس ما همیشه کانَ تامه اجرا می‌شود، متعلق قیامش که کانَ ناقصه باشد خیلی لحاظ نمی‌شود چون تام بهتر است دیگر؛ تام از نقصان اشرفیت دارد! خلاصه این را محمولی می‌گویند.

  • و یُقال له الوجودُ المَحمولی و هو مفادُ کان التامة المتحقق فی الهلیات البَسیطة.1

  • یا اینکه بر هلیات بسیطه محقق است که وجود محمولی است. دوتا هل داریم:

  • یک هل بسیطه و یک هل مرکبه داریم:

  • «هل زیدٌ موجودٌ؟» این هل بسیطه است. «هل القیامٌ موجودٌ؟» این هل بسیطه است اما «هل زیدٌ قائمٌ؟» یا «هل القیامُ لزید؟» هل مرکبه است.

  • أوْ یکونُ وجوداً لا فی نَفسِه و هو مُفادُ کان الناقِصَة المُتحقّق فی الْهَلیّات المُرکّبةِ و یقال له فی المشهور الوجود الرابطی.2

  • یا وجود ما وجود لا فی‌نفسه است و بیچاره خودش استقلال ندارد و حتماً باید در دل یک چیز دیگری پیدا شود که وجود فی‌غیره است که همان مفاد کانَ ناقصه است که در هلیات مرکبه متحقق است مثل «هل زید قائم؟» که قیام را بر زید حمل کرده‌ایم. در مشهور به آن وجود رابطی می‌گویند یعنی نسبت بین قیام و زید در اینجا لحاظ شده است نه خود قیام که جزء هلیات بسیطه است چون خودش یک تصور استقلالی دارد، ما خود قیام را تصور می‌کنیم، کم و کیف را تصور می‌کنیم، ما اعراض را به‌تنهایی تصور می‌کنیم؛ «هل الکَیف موجودٌ؟» یا «هل الکَمّ موجودٌ؟» بله موجود هستند در واقع به متعلق آن کاری نداریم ولی با خود کم کار داریم.

    1. . منظومه، ج 2، ص 239.
    2. . منظومه، ج 2، ص 240.
/