جلسه ۸۵
توضیحات:
19ـ غرر في أنها اعتبارية
جلسه ۸۵
13«و ثانیاً الحَلُّ فإنَّ مَعنی ...»؛ دوم جواب حلی است؛ معنای ارتفاع نقیضین در مفردات عدم صدق این معلول بر یک شیء است به اینکه وجوب و لا وجوب بر یک شیء صدق نکند و اینطور نیست که وجود و لا وجود فیحدّ نفسه عدم هستند، آنها فیحدّ نفسه عدم هستند، باشند ولی صدق آنها در یک مورد ارتفاع نقیضین است. خود عمیٰ امر عدمی است، لا عمیٰ هم امر عدمی است ولی صحبت در این است که اگر در یک شیء عمیٰ صدق میکند، دیگر لا عمیٰ در آن شیء صدق نمیکند. اگر لا عمیٰ در یک شیء صدق میکند، دیگر در آنجا عمیٰ صدق نمیکند، حالا اگر هر دو امر عدمی هستند که باشند، عدمی بودن آنها دلیل بر ارتفاع نقیضین نیست، ممکن است چیزی عدم العدم باشد که وجودی میشود، اینطور نیست که چون عدم آمده است پس ارتفاع نقیضین شود. عدم العدم شیئی وجودی میشود دیگر، بنابراین در یک شیء هم امر عدمی صدق میکند و هم امر وجودی صدق کرده است که این محال است اما اینطور نیست که دو امر عدمی صدق کنند که خود دو امر عدمی ـ یکی وجود یکی عدمی ـ با هم ارتفاع نقیضین هستند.
و ثالثها أنّه حینئذ الواجب عنه أی عن الواجبِ الوجوبِ یَنحَسمُ أی یَنقَطع و یَزول. بیانه أنَّ الوجوبَ إذا کان اعتباریاً لزمَ أن لا یکون الواجبُ واجباً إلاّ عندَ اعتبارِ العقلِ و عند عَدمِه لم یکن وجوب. 1
اشکال سوم این است که اگر جهات ثلاث خارجی نباشند وجوب از آن واجب جدا میشود. توضیح: اگر وجوب اعتباری باشد لازمهاش این است که واجب، واجب نباشد مگر به اعتبار عقل، مثلاً امروز قانون بنویسیم که خدا واجبالوجود است، فردا قانون بنویسیم و آن را رد کنیم! «و عند عدمه لم یکن وجوب؛ عند عدم اعتبار دیگر وجوبی نیست». خدا اعتبار میشود.
و وَجهُ البُطلانِ النَّقضُ بِالامْتِناع بَل بالشَّیئیةِ. 2
وجه بطلان اشکال شوم نقض حرف شماست در مورد امتناع بلکه به شیئیت.
- . منظومه، ج 2، ص 247.
- . منظومه، ج 2، ص 248.

