جلسه ۸۶
توضیحات:
20. غرر في بيان أقسام كل واحد من المواد الثلاث
جلسه ۸۶
6[پس آنچه از هریک از این مواد ثلاث بالذات باشد منقلب به دیگری نخواهد شد ذکر کردن این مسئله به حرف فاء که سببیت را افاده میکند]. (بهتر بود که ایشان بهجای افادۀ فاء سببیت، افادۀ تقریب به سببیت میگفتند) برای فهماندن این است که امکان بالغیر ممتنع است، (میخواهد بگوید که امکان بالغیر نداریم) اگر شیئی ممکن بالغیر باشد یا اینکه خودش ذاتاً واجب است یا ممکن یا ممتنع زیرا این سه قسمت بر سبیل انفصال حقیقی هستند. [پس جایز نمیباشد خالی بودن (قضیهای) از اینها.]
فَعَلَی الأولینِ یَلْزَمُ الانقلابَ و علی الأخِیرِ یَلْزَمُ أن یکونَ اعتبارَ الغیرِ لغواً.1
اگر شیئی که واجب بالذات یا امتناع بالذات است، برگردد و امکان بالغیر شود، انقلاب لازم است. شیئی که ذاتاً واجب است نمیشود که از ناحیۀ دیگری امکان کسب کند یا اگر مثل شریکالباری امتناع ذاتی دارد، نمیتواند از ناحیۀ غیر امکان کسب کند، آن غیر کیست؟ غیری وجود ندارد. «و علی الأخِیرِ...»؛ اگر امکان داشته باشد، اعتبار به غیر لغو میشود. وقتی شیئی خودش ذاتاً ممکن است پس دیگر نیازی ندارد که غیر به او امکان اعطاء کند، خودش دارد. منبابمثال وقتی که خودم این را دارم، غیر به من چه دهد؟! دوباره همین را بدهد؟! دارم دیگر؛ الآن من این لباس را دارم و بر تنم هست، حالا ممکن است شما دوباره همین لباس را به من اعطاء کنید؟! نه، شما میتوانید یک لباس دیگر به من اعطاء کنید اما همین را که بر تنم هست را نمیتوانید. آن هم همینطور است وقتی که ذاتاً ممکن است، غیر به او چه دهد؟!
ثُمَّ أشَرنا إلی أمثلةٍ ما بالقیاسِ مِن الثلاثةِ بِقَولِنا ما بِالقیاسِ أی ما بِالقیاسِ مِن المجموعِ کمجموعِ هذه الأمثلةِ فَقولُنا کالمُضایفینِ مثالُ للواجبِ بالقیاسِ إلی الغیرِ و لِلمُمتنعِ بِالقیاسِ إلی الغیرِ.2
[سپس اشاره کردیم به مثالهای بالقیاس از این سه جهت به این قول ما: «ما بالقیاس» یعنی ما بالقیاس از مجموع] که وجوب و امکان و امتناع باشد مثل مجموع این مثالهایی است که ما بیان کردهایم. مثل متضایفین که هم مثال واجب بالقیاس إلی الغیر و هم ممتنع بالقیاس إلی الغیر است.
- . همان.
- . منظومه، ج 2، ص 251.

