جلسه ۸۷
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۷
5مطلب دیگر این است:
و مِنها قَولُنا و هو أی الإمکانُ الذَّاتیِّ مَعَ الغَیریِّ مِن ذَینٍ أی الوُجوبُ و الامْتِناعُ اجْتمع بِخلافِ الذَّاتیِّ مِنهُما مَعَ الغَیریِّ مِنهُما. 1
امکان ذاتی با غیریِ از این دو [یعنی وجوب و امتناع] جمع میشود یعنی ممکن است شیئی ممکن بالذات باشد ولی درعینحال واجب بالغیر باشد یا ممکن است که بالذات باشد ولی درعینحال ممتنع بالغیر باشد، چون علتِ وجودِ آن نیست پس ممتنع است، اگر علتِ وجودش باشد واجب بالغیر میشود، اشکال ندارد. «بِخلافِ الذَّاتیِّ مِنهُما مَعَ الغَیریِّ مِنهُما؛ به خلاف ذاتی از اینها با غیری از اینها» ذاتی از وجوب امتناع با غیری از وجوب امتناع. شیئی که ماهیت بالذات باشد دیگر واجب بالغیر نمیشود چون اگر واجب بالذات باشد پس این وجوب را از ناحیۀ ذات آورده است از ناحیۀ غیر که نیاورده است، اگر بگوییم که از ناحیۀ غیر آورده است پس خودش باید ممکن باشد یا اینکه ممتنع بالذات باشد ولی واجب بالغیر باشد اینطورکه نمیشود یا ممتنع بالذات باشد ولی ممتنع بالغیر باشد اینطور هم نمیشود. منبابمثال شریکالباری ممتنع بالذات است و دیگر نمیتواند ممتنع بالغیر باشد، وقتی ذاتاً وجوب بر آن امتناع دارد پس این امتناع را از خودش آورده است و کسی به آن افاضه نکرده است، اینطور نیست که چون علت ندارد وجوب بر آن امتناع دارد! نه! برفرض هم اگر علتی میآمد، خدایی میآمد، نمیتوانست شریکالباری درست کند، زور خدا هم نمیرسد ولی ما درست کردیم! کاری که خدا نتوانست انجام دهد ما توانستیم! بله کمکم دیگر در حال رسیدن به خدا هستیم!
امکان جمع شدن ممکن بالذات با وجوب و امتناع غیری
و لا مُنافاةَ بَینَ لا اقْتِضاءِ مِن قِبَلِ ذاتِ المُمکنِ لِلوجودِ و العَدَمِ و اقْتِضاءِ مِن قِبَلِ الغَیرِ للوُجودِ أو العَدَمِ.2
«و لا مُنافاةَ بَینَ لٰا اقْتِضاءِ مِن قِبَلِ ذاتِ المُمکنِ لِلوجودِ و العدمِ”؛ یعنی آن ذات ممکن نسبت به وجود و عدم لا اقتضاء است فرقی برای آن نمیکند که موجود باشد یا نباشد، هیچ اقتضایی در آن نیست، فقر محض است. «و اقْتِضاءِ مِن قِبَلِ الغَیرِ للوُجودِ أو العَدَمِ؛ وجود یا عدم را از قِبَل غیر اقتضا داشته باشد» ـ البتّه همانطور که عرض کردیم اقتضا نسبت به عدم صحیح نیست باید استدعا باشد ـ هیچ منافاتی نیست پس ممکن بالذات با وجوب و امتناع غیری جمع میشود.
- . همان.
- . منظومه، ج 2، ص 255.

