جلسه ۸۷
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۷
6و مِنها قَولُنا و قد یُراد منه أی مِن الإمکانِ فی اسْتِعمالٍ أی استعمالِ الإلهی و المنطقی الإمکانُ العَمَّ مُخففُ العامِّ. و هو عامٌ و عامیٌّ لأنَّ الإمکانَ فی العرفِ العامِ أیضاً کان بِمعنَی سَلبِ الضَّرورةِ عن الطرفِ المخالفِ. 1
[از جملۀ آنها کلام ماست] استعمال آنها امکان خاص است ولی گاهی اوقات [الهی و منطقی] امکان عام استعمال میکنند. [کلمۀ «العَمّ» مخفف کلمۀ «عام» است و او عام و عامی است] چون امکان در عرف عام به معنای سلب ضرورت است فقط از طرف مخالف.
امکان خاص، استعمال اصلی منطقیین الهی
استعمال اصلی منطقیین الهی همان امکان خاص است و بحثهای ما همه در مورد امکان خاص است، وقتی میگوییم: «زید ممکنالوجود است» آیا فقط عدم برای او امتناع ندارد یا وجود هم امتناع ندارد؟! هر دو! عدم برای او ضرورت ندارد یا وجود؟! هیچکدام ضرورت ندارد پس همیشه در استعمالات، امکان خاص میآید و بحثی که انجام میدهیم همیشه در امکان خاص است.
چون همیشه ما امکان را در مقابل ضرورت میگذاریم، نمیشود که یک امکان را به طرف مخالف وصل کنیم که ضرورت داشته باشد. منبابمثال بگوییم که واجبالوجود ممکن است یعنی عدم برای واجبالوجود ضرورت ندارد، وجود چطور؟! وجود ضرورت دارد دیگر! بنابراین شما به واجبالوجود هم ممکن بگویید، پروردگار متعال ممکنالوجود است، منظور ما امکان عام است! هیچوقت حکمای الهی امکان عام استعمال نمیکنند ولی ایشان میگویند که بعضی اوقات از دستشان در میرود.
فکانوا یَقولون: الشیءُ الفلانیُ ممکنٌ أیْ لَیسَ بِمُمتنعٍ کَما أنَّ مَعناهُ المَشهورِ أعْنَی سَلبَ الضرورتینِ خاصٌّ و خاصّیٌ حَیثُ تفطن به الخاصة.
و لم نَذکُرْهُ فی تِعدادِ مَعانیِه إذ جَعَلناهُ أصلاً و الکلامُ فیه.2
مردم میگویند: [فلان شیء ممکن است یعنی ممتنع نیست] ولو ممکن است وجودش ضرورت داشته باشد [همانطور که معنای مشهور ممکن] نزد حکما و منطقیین [یعنی سلب دو ضرورت ممکن خاص و خاصی است] چون مردم به این مسئله خیلی توجه ندارند فقط عدۀ خاصی توجه دارند.
- . منظومه، ج 2، ص 256.
- . منظومه، ج 2، ص 256.

