اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۸۸

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۸

5
  • من‌باب‌مثال «کُلُّ کاتبٍ متحرکُ الأصابع مادامَ کاتباً» الآن ما در کاتب یک وصف را لحاظ کرده‌ایم، اگر می‌گفتیم که «الإنسانُ متحرکُ الأصابع»، این امکان می‌شود چون تحرک و عدم تحرک اصابع برای انسان علی‌السّویٰ است ولی وقتی شما انسان را به وصف کتابت در‌نظر گرفته‌اید و گفته‌اید: «الإنسانُ الکاتبٌ» یا «کلُّ کاتبٍ» که انسان کاتب است در این‌صورت چون کتابت بدون تحرک اصابع نمی‌شود بنابراین تحرک اصابع برای انسان ضرورت پیدا می‌کند و این ضرورتش به‌لحاظ کتابت است چون ما گفتیم که «کلُّ کاتبٍ»، کاتب را در اینجا آورده‌ایم [اما در امکان اخص]. نه، موضوع ما این‌طور هم نیست! وصف و محمول ما این‌طور هم نیست و همین‌طور محمول ما که بر موضوع حمل می‌شود محمول وقتیه نیست یعنی این‌طور نیست که در یک وقت علت بیاید و بعد آن محمول صادق باشد مانند خسوف که برای قمر ضرورت دارد در وقتی که زمین حائل شود، این هم از این‌جهت [بود].

  • بناءًعلیٰ‌هذا امکان اخص می‌ماند، آن محمولاتی که بر موضوع و خود ذات حمل می‌شوند و بدون هیچ وقتی مثل‌اینکه می‌گوییم: «الإنسانُ کاتبٌ» این کتابت برای انسان امکان دارد، آیا برای ذات انسان ضرورت دارد؟ نه، آیا ما در اینجا «وقت» آورده‌ایم که به‌خاطر آن ‌وقت ضرورت داشته باشد؟ نه، گفتیم: انسان ـ تنها ـ کاتب است، آیا ما در اینجا وقتی ذکر کردیم که در آن ‌وقت کتابت برای انسان ضرورت داشته باشد؟! ذکر نکردیم پس حمل کتابت برای انسان امکان اخص می‌شود، این مفاد کلام مرحوم حاجی بود.

  • خدشه بر کلام جناب بوعلی دربارۀ حمل هر قانون و محمول کلی بر موضوع

  • البتّه همان‌طوری‌که قبلاً عرض کرده‌ام می‌توان در اینجا خدشه‌ای وارد کرد و آن خدشه این است که ـ البتّه ایشان از دیگران مثل بوعلی گرفته‌اند ـ جناب بوعلی شما که می‌خواهید هر قانون کلی و هر محمول کلی را برای موضوع حمل کنید و می‌خواهید وصف امکان را برای آن بیاورید، به این معنا است که ممکن است گاهی اوقات جزئیات آن در خارج محقق شوند، مگر این‌طور نیست؟! اگر شما یک کلی را برای یک موضوع می‌آورید و جزئیِ آن کلی هیچ‌وقت در خارج وقوع پیدا نکند، آیا شما می‌توانید کلی را به امکان بر موضوع حمل کنید؟! دیگر نمی‌توانید، وقتی شما می‌گویید: «الإنسانُ کاتبٌ»؛ انسان کلی و کاتب کلی، آن کاتب کلی را بر انسان حمل می‌کنید چون می‌بینید که زید می‌نویسد، عمرو می‌نویسد، خالد و بکر و امثالهم می‌نویسند بنابراین کتابت در خارج یک امر محقق است بعد نگاه می‌کنید که آیا این کتابت برای این زید ضرورت دارد؟ می‌گویید: نه، آیا برای او امتناع دارد؟ نه، پس می‌گویید: این کتابت برای زید امکان دارد.

/