اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۸۹

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۸۹

12
  • «بِوجهٍ بَعیدٍ کَقطعِ النَّظرِ ...» وجه بعید به‌خاطر این است که آن اربعه یک چیز است و آن زوجیت چیز دیگر است و ما آن زوجیت را بر آن اربعه حمل می‌کنیم، خود اربعه با زوجیت فرق می‌کند ولی شما نمی‌توانید زوجیت را از اربعه بگیرید، اگر بخواهید بگیرید خود اربعه هم ازبین می‌رود ولی این دوباره در اینجا غیر از این است؛ اصلاً این معلول غیر از علت چیزی نیست که شما بخواهید بین اینها افتراق یا چیزی ایجاد کنید، معلول نیاز محض است، هیچ چیزی نیست جز علت، من‌باب‌مثال اربعه برای خودش یک چیز است زوجیت یک چیز است، زوجیت در یک چیزهایی است که در اربعه نیست، زوجیت در اثنین هست، در ثمان هست، در عشره هم هست ولی اصلاً معلول عدم محض است که ارتباط با علت وجود پیدا می‌کند.

  • فما أسْخَفُ قولُ مَن یَقولُ إنَّ المَعلولَ مُحتاجٌ إلی العلةِ حدوثاً لا بَقاءً. و قد تَفَوَّهوا بأنَّه لَو جازَ علی الصَانعِ العَدمُ لما ضَرَّ عَدمُه وُجودَ العالمِ. تَعالیٰ عَمَّا یَقولُ الظَّالمونَ. و قولُنا و إنَّما فاضَ اتِّصالُ کَونُ شی‌ء.

  • جواب عَمَّا عَسی أنْ یَقولوا لو احْتاجَ المُمکنُ فی حالِ البقاءِ إلی المُؤثّرِ فَتأثیرُه إمَّا فی الوجودِ الذی هو کان حاصلاً قبلَ هذه الحالِ فَهو تَحصیلُ الحاصلِ و إمَّا فی وجودٍ جدیدٍ حادثٍ هذا خُلفٌ.1

  • [چقدر] این قول سخیف است که معلول از نظر حدوث نیاز به علت دارد و از نظر بقاء ندارد و گفته‌اند که اگر عدم صانع جایز بود یعنی اگر می‌شد که خدا بمیرد، عدم خدا به وجود عالم ضرری نمی‌رساند (عالم را چرخ‌وفلک دور خودش می‌چرخاند!) [منزه است خدا از آنچه که ظالمان می‌گویند] و مطلب دیگر ما این است که اتّصال کون شیء مورد فیض است و سرازیر و فائض می‌شود.

  • [جواب است از آن] اشکالی که در اینجا کرده‌اند که ممکن است این‌طور بگویند که اگر ممکن در حال بقاء [احتیاج به موثر] داشته باشد تأثیر مؤثر یا در وجودی است که قبلاً بوده است (و دیگر نیازی به او ندارد) یا در وجود جدید است [و این خلف است].

    1. . منظومه، ج 2، ص 264.
/ 260