جلسه ۸۹
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۹
2أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرّحیم
و أثَرُ الجعلِ وجودٌ ارْتَبَط *** و صِفَةُ التأثیرِ فی العقلِ فَقَط لا یَفرَقُ الحدوثُ و البقاء *** إذْ لمْ یَکن لِلممکنِ اقْتِضاء و إنَّما فاضَ اتِّصالُ کونُ شیء *** و مَثَلُ المَجعول لِلشّـَیءِ کَفَیءِ1 مرحوم حاجی مطالب متعدد و مختلفی میفرمایند که یکی از آن مطالب راجع به اقسام امکان میباشد میفرمایند که حاجت ممکن به مؤثر جزء بدیهیات و جزء بهترین اقسام بدیهیات است یعنی جزء اوّلیات است؛ قیاسُاتها مَعَها است و صرف تصور موضوع و محمول و ارتباط بین اینها [مورد تصدیق و یقین عقل واقع] میشود مثل «الأربعةُ أقلُّ مِن الخَمسة» یا «الأربعةُ زوجٌ» و امثالذلک، دیگر نیاز به چیز دیگری از بقیّۀ اقسام بدیهیات ندارد. منبابمثال در مشاهدات، [نیاز به مشاهده هست] همینطور در استقرائیات، گرچه ممکن است در ابتدای امر بعضی از موارد نیاز به نظر داشته باشند ولی بههرحال برگشتش به اولیّه است اینکه بعضی از تصدیقات بدیهی دارای خفاء هستند منافاتی با بداهت آنها ندارد چون خود تصور موضوع و محمول سبب میشود که تصدیق به قضیّه حاصل شود.
حاجت ممکن به مؤثر، به نحوی است که اگر واقعاً ما ممکن را خوب تصور کنیم در انتساب آن به وجود هیچ شکی نیست که نیاز به مؤثر داریم و از این نظر بدیهی است یعنی هیچگونه نیازی دیگر به تطبیق موارد و سیر در مسائل باقی نمیماند.
فخر رازی شبهاتی را در بحث احتیاج و افتقار ممکن به مؤثر مطرح کرده است که یکی از آن شبهات این است که ممکن که نیاز به مؤثر دارد، یا در تذوّتش نیاز به مؤثر دارد یا در وجودش نیاز به مؤثر دارد. یعنی در اینکه این ماهیت، ماهیت شود نیاز به مؤثر دارد یا در وجود، اگر هردوی اینها باشد لازمۀ آن سَلب عن نَفسه است منبابمثال همانطور که اگر ما حیوانیت و ناطقیت را از انسانیت بگیریم چیزی باقی نمیماند حالا اگر خود حیوانیت و ناطقیت در انسان نیاز به مؤثر داشته باشد یعنی در اینکه یک ماهیتی دارای ذاتیاتش باشد مؤثری میخواهد تا این کار را انجام دهد، دیگر در اینصورت ذاتیات را از خود شیء گرفتهاید و سَلب شیء عن نَفسه کردهاید، ذاتیات نه به معنای عوارض ذاتیه بلکه بهعنوان نفس ذات آن شیء. در اینجا سَلب شیء عن نَفسه کرده است، خودش را از خودش جدا کرده است. چرا؟ بهجهت اینکه ماهیات در ذات خودشان نیازی به علت ندارند، صرف تصور ماهیت تصور به ذاتیت ماهیت را لازم گرفته است، دیگر معنا ندارد که یک ماهیت در ذاتیات خودش نیاز به علت داشته باشد، بله در وجود خارجی خود نیاز به علت دارد.
- . منظومه، ج 2، ص 254.

