جلسه ۸۹
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۸۹
6در هر ثانیه و در هر بارقه و در هر چشم بههمزدنی این وجود غیری را از ما بگیرند، به امکان و افتقار و عدم محض برمیگردیم پس در مرحلۀ حدوث و بقاء هیچ فرقی نمیکند؛ لذا اینهایی که گفتهاند: خدا همۀ اشیاء را درست کرده است و نعوذبالله اگر خود خدا هم بمیرد همۀ عالم سر جای خودش هست، بین علّیت و مُعِد افتراق انداختهاند، علت یعنی ارتباط مفتقر و فقیر و فقر با جاعل، بنابراین آن نکتهای که در اینجا هست همان وجود علت در اینجا است، وجود علت در غالب معلول هست، شما اگر ارتباط بین این دو را قطع کنید علت که ازبین نمیرود پس چه چیزی ازبین میرود؟ معلول ازبین میرود پس معلول با ارتباط به جعل به استغنای ذاتی نرسیده است، آن ارتباط معلول را مستغنی میکند تا وقتی که هست، ارتباط که قطع شد دوباره باید به افتقار برود، دیگر هیچ نیست. بهطوریکه از اول هم هیچ نبود بنابراین این آقایان معنای علّیت را خوب نفهمیدهاند، اگر میفهمیدند این مسائل بهوجود نمیآمد، این هم یکی از مطالبی است که مرحوم حاجی در اینجا ذکر میکنند.
ممکن است بعضیها بهدنبال آن اشکال کنند که این احتیاج ممکن به مؤثر یا بهخاطر وجودی است که قبلاً بوده است یا بهخاطر تأثیرش در وجودی است که قبل از آن موقع است که این دیگر معنا ندارد. زید تا الآن هست، این زیدی که تا الآن هست از این به بعد نیاز به مؤثر دارد تا او را نگه دارد حالا اگر این مؤثر در وجود او تابهحال تأثیر میگذاشت طبعاً تحصیل حاصل است چون او وجود بوده است و اگر در وجود جدید است که این خلاف است چون وجود جدیدی در کار نیست، چون زید هنوز سرحال است، دیگر وجود جدید نمیخواهیم، خدا یک وجود به او داد و او از ممکن درآمد و واجب بالغیر شد حالا در بقائش نیاز به جاعل داریم، آیا جاعل دوباره همین وجود را میدهد؟! اینکه تحصیل حاصل است چون وجود داده شده است، آیا جاعل یعنی علت بعدی وجود جدیدی میدهد؟! او میگوید: من هستم و وجود جدیدی نمیخواهم، سرحال هستم و مریض هم نیستم، وجود جدید نمیخواهم! وجود جدید را به دیگری بده که ندارد!

