جلسه ۹۰
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۰
7و مِنها أنَّ علةَ الحاجةِ إلی العلةِ هی الإمکانُ.
قد کان الاِفتقارُ إلی العلةِ لِلإمکانِ کما هو قَولُ الحُکماء. و مِن فروعاتِه أنَّه فَلیُجعل القَدیمُ بِالزَّمان کَالعقلِ الکلی لِکَونه ممکناً.1
یکی از آن مسائل ملاک احتیاج علت به امکان است.
احتیاج و افتقار به علت برای امکان است و اختصاص به امکان دارد حکما اینطور میگویند، از فروعاتش این است که باید جعل به قدیم به زمان تعلق بگیرد مثل عقل کلی بهخاطر اینکه ممکن است.
یعنی باید جعل به قدیم به زمان هم تعلق بگیرد والاّ اگر ما ملاک نیاز به علت را حدوث بدانیم و حدوث عبارت است از وجود بعد از عدم، بنابراین قدیم زمانی از مرحلۀ جعل بیرون میرود، از مرحلۀ جعل که بیرون رفت واجب میشود و دیگر از امکان خارج میشود پس برایاینکه ما ثابتات ازلیه را هم ممکن و مجعول بدانیم و خیر پروردگار را نسبت به آنها ساری و جاری بدانیم، ما در اینجا آنها را هم ممکن میدانیم و ممکن را ملاک نیاز به علت میدانیم بنابراین علت برای آنها هم بار میشود، در اینصورت دیگر اشکالی پیش نمیآید. «کَالعقلِ الکلی لِکَونه ممکناً؛ مانند عقل کلی که ممکن است»، ما گفتیم که افتقار و نیاز برای امکان است و عقل هم ممکن است و جعل به آن تعلق میگیرد.
و أما علیٰ قولِ خَصمِهم فلا لِانتِفاء الحدوثِ الذی هو مَناطُ الحَاجةِ عِندَهم. 2
در قول خصم اینها دیگر ثابتات ازلیه مجعول نیستند و مثل خدا واجب هستند چون حدوثی که مناط حَاجت است پیش آنها منتفی است چون حدوث مسبوقیت وجود به عدم است درحالیکه ما میگوییم: قدیم زمانی مسبوق به عدم نیست. البتّه بحثی در اینجا هست که مطرح نمیکنم و آن بحث این است که آیا میتوانیم در مورد اینها عدم تصور کنیم یا نه؟ خیلی دقیق و ظریف است. همانطور که عرض کردهام این بحث را برای بحث بعدی میگذاریم که إنشاءالله بعداً راجع به آن صحبت میکنیم که آیا در وعاء دهر، سبق عدم دهری قابل تصور است؟ اگر قابل تصور دانستیم مسئله مقداری تفاوت پیدا میکند.
- . منظومه، ج 2، ص 265.
- . منظومه، ج 2، ص 265.

