جلسه ۹۱
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۱
10تلمیذ: آیا آنها، علم و حیات و قدرت را زائد بر ذات میدانند؟
استاد: چرا؟ نه، آنها هم میگویند که علم و حیات و قدرت از ذات است ولی بقیّۀ صفات ناشی از علم و حیات و قدرت میشوند، برگشتشان به آنها است یعنی در علم و حیات و قدرت، وقتی تنزل پیدا میکند صفات دیگر از آنها ناشی میشود. آنوقت صحبت ما در این است که آیا در تنزلش سبق عدم شرط است یا شرط نیست؟ اول بوده است و حالا هم هست.
نَقولُ مَقصودُنا أنَّ الدَوامَ و عدمَ سَبق العدمِ لم یَمنع الاِستناد. و القاعدةُ العقلیةُ لا تُخصَّص.1
مقصود ما این است که دوام و عدم سبق عدم نمیتواند مانع از استناد به علت باشد. قاعدۀ عقلیه هم تخصیصبردار نیست.
اگر شما در یکجا گفتید: این با وجود اینکه متأثّر است و با وجود اینکه معلول است درعینحال مسبوق به عدم نیست، دیگر تمام میشود. حالا در یکجا مسبوق به عدم باشد، در مورد زمانیات مسبوق به عدم باشد چه اشکالی دارد؟! ولی ما میخواهیم بگوییم که لازمۀ این متأثّریت و معلولیت مسبوق به عدم نیست، اگر در یکجا پیدا کنیم قاعدۀ عقلیۀ تمام میشود.
و کذا لکُلِّ مَاهیة لازمٌ مستندٌ إلیها غیرُ متأخّر عَنها زماناً و لا یَتَخَلُّلُ العدمُ بَینهما.2
هر ماهیت لازمهای دارد که به آن ماهیت مستند است که از نظر زمانی غیر متأخّر است (مثل سیلان برای آب و صلابت برای حجر و امثالذلک) و نمیشود که تخلّل عدم بین این دو باشد.
مثلاً در یک زمان سنگ باشد ولی صلابت نداشته باشد. ماء باشد ولی سیلان نداشته باشد، درعینحال صلابت و سیلان متأثّر از ماهیت موجوده هستند. گرچه بعضیها در اینجا اشکال کردهاند که آن جعلی که ماهیت را جعل میکند لوازم را هم جعل میکند و همۀ اینها معلول آن جعل اول هستند.
امتناع مشروط بودن وجودی به نقیض خود
ثُمَّ مِنها امتناعُ الشَّرطِ أیْ الاشتراطُ بالمعاندِ. بیانه أنَّ العدمَ السابقَ علی وجود الشیءِ مقابلٌ و معاندٌ له. فکیفَ یُشترطُ وجودُ الشیء بِمعاندهِ و إن کان سَبقُ العدمِ شرطاً لِتأثیرِ الفاعلِ.3
- . منظومه، ج ۲، ص ۲67.
- . منظومه، ج ۲، ص ۲67.
- . منظومه، ج ۲، ص ۲6۸.

