جلسه ۹۱
توضیحات:
21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق
جلسه ۹۱
3این یکی از دلایلی است که ایشان اقامه میکند بر اینکه ملاک احتیاج به علت، امکان است و اینطور نیست که حدوث باشد چون اگر حدوث باشد شما باید تمام این صفات را ـ چون اینها حادث نیستند ـ واجب بالذات بدانید و نباید جعل به اینها تعلق گرفته باشد درحالیکه به اعتقاد خود شما، صوفیه، اشاعره، حکما و عرفا قطعاً اینها ممکن بالذات و واجب بالغیر هستند و آن غیر هروقتی که بوده است اینها هم با او بودهاند، در هر وعائی که بوده است اینها هم بودهاند، اصلاً اینها از ذات لاینفک و جدانشدنی هستند.
ایشان نظیر این مطلب را بعداً نقل میکنند و میگویند که هر ماهیتی لوازمی دارد البتّه لوازم وجود، هر ماهیتی که بخواهد وجود پیدا کند لوازم مختص به خودش را دارد؛ یکی از لوازم ماهیت وجود عرض است، یکی از لوازم ماهیت وجود تحیّز است، یکی از لوازم ماهیت وجود علم است که حالا علم را میگوییم که در مورد انسان و امثالذلک است.
لازمۀ هر ماهیت با توجه به خصوصیت منحصر به فرد آن ماهیت
آن ماهیت با توجه به خصوصیتی که دارد، لازمهای دارد مثلاً ماهیت حدید صلابت است، ماهیت آب سَیَلان است و شما هیچوقت آب غیرسیال را نمیبینید، سیلان لازمۀ این ماهیت است البتّه منظور ماهیت موجوده است.
عدم انفکاک لوازم ماهیت از ماهیت
آیا ممکن است شما تصور کنید که وقتی ماهیت موجود میشود در برههای از لوازمش منفک باشد و تخلّل عدم بین او و لوازمش باشد؟! بنابراین این لوازم چسبیده به ماهیت موجوده هستند و از او جدانشدنی میباشند و درعینحال معلول برای آن ماهیت میباشند یعنی امکان انفکاک ماهیت از لوازم خارجی و وجودیۀ آن نیست.
بنابراین در اینجا نمیتوانیم بین ماهیت و لوازم آن سبقِ عدمی تصور کنیم که ماهیت لوازم خودش را درست کند یعنی علت برای لوازم خودش باشد مثلاً ماهیتی تنها در خارج باشد ولی تحیّز نداشته باشد و بعد به خودش تحیّز بدهد یا ماهیتی در خارج پیدا کنیم که عَرَض و کم و کیف ندارد بعد در زمانی به خودش کم و کیف بدهد یا آهنی در خارج پیدا کنید که صلابت نداشته باشد بعداً به خودش صلابت دهد! اینطور نمیشود.

