اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۹۲

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۲

15
  • اگر شما از این عدم لیسیت ذاتیه را برای ممکن اراده کنید (یعنی همین نبود و نیاز را [اراده کنید] همان‌که ماهیت از خودش چیزی ندارد، این هم همان حرفی است که ما می‌زنیم) اینکه ماهیت در ذات خودش نه اقتضای وجود می‌کند و نه اقتضای عدم، پس برگشت آن به اعتبار امکان است، ما این حرف را نمی‌زنیم و این خلاف است، اضافه بر اینکه سبق این عدم به ذات است نه به زمان.

  • بنابراین این با قدیم زمانی هم می‌سازد، سبقت آن عدم سبقت ذاتی است یعنی هر ماهیتی در ذات خودش این عدم را به همراه دارد، این‌طور نیست که این عدم قبلاً بوده است و الآن این ماهیت درست می‌شود، این ماهیت همراه با ذات خودش این عدم را همیشه یدک می‌کشد و مصاحب با این عدمیِ ذاتی هست، این همان امکان ذاتی است و ما بحثی در این نداریم.

  • و إنَّما ذَکَرنا العدمَ البدلی مَعَ أنَّه لم یَقصُده الخَصمُ إشارةً إلی أنَّه عدمُ الشَّیءِ فی الحَقیقةِ.1

  • ما عدم بدلی را در اینجا ذکر کردیم با اینکه خصم اشاره نکرده است، این را قصد نکرده است، عدم بدلی خیلی خلاف است، اشاره به اینکه در واقع عدم شیء عدم بدلی است.

  • والاّ عدم مضاف به شیء یا آن عدم مطلق، عدم شیء نیستند، آن عدم برای خودش جدا است؛ عدم زید به وجود زید چه‌کار دارد؟ عدم زید که مناسب با وجود عمر نیست، ربطی به یکدیگر ندارند، همان عدم بدلی می‌شود.

  • و لکن باعتبارِ ماهیتهِ مِن حَیثُ هی هی مَع قَطعِ النَّظرِ عن کَونِها مَظهرَ التَّجلی الإلهی و لو فی زمانِ تَنَوُّرِها بِالوجودِ.2

  • ولکن این عدم به‌تنهایی به اعتبار ماهیت آن شیء است، این قطع نظر از این است که ماهیت مظهر تجلی الهی باشد ولو در زمان تنوّر این وجود.

  • یک وقت که ما عدم بدلی لحاظ می‌کنیم خود ماهیت آن شیء را درنظر می‌گیریم و در ظرف وجود، نسبت عدم می‌دهیم، می‌گوییم که این زیدی که الآن هست این زید مثل الآن نباشد، ما این‌طور عدم برای او تصور می‌کنیم البتّه این تصور ما در وقتی است که هنوز صرف نظر از اینکه الآن زید مظهر تجلی واقع شده است و اضافۀ اشراقیه به آن شده است. اگر اضافۀ اشراقیه شده است دیگر عدم بدلی معنا ندارد، نه، ما که این عدم بدلی را درنظر می‌گیریم، دوباره وجود زید را کنار می‌گذاریم یعنی اگر کنار نگذاریم، دیگر نمی‌شود که در اینجا عدمی را لحاظ کرد. ما با قطع نظر از اینکه این ماهیت فعلاً مظهر تجلی الهی شده است ولو در زمانی که نور وجود به خودش گرفته است دوباره می‌توانیم عدم بدلی را تصور کنیم و آن وجود را از این ماهیت سلب کنیم.

    1. . منظومه، ج ۲، ص 269.
    2. . همان.
/ 613