اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

جلسه ۹۲

توضیحات:

21. غرر في أبحاث متعلّقة بالإمكان بعضها بأصل الموضوع و بعضها باللواحق

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۲

4
  • تعریف عدم مضاف به شیء

  • حالا عدم مطلق را [درنظر] نگرفتید، اگر بگویید که عدم مضاف به شیئی شرط برای حدوث آن شود؛ یعنی عدم خود زید شرط برای حدوث زید باشد، اگر شما عدم زید را شرط برای زید بدانید، در اینجا «دور» لازم می‌آید چون برای تحقق این عدم باید زید وجود داشته باشد تا شما این عدم را به زید نسبت دهید و بگویید که عدم زید برای حدوث زید شرط است، اگر زیدی وجود نداشته باشد عدم را به چه چیزی می‌خواهید اضافه کنید؟! برای خود وجود زید هم نیاز به عدم دارید چون حدوث زید نیاز به عدم خودش دارد بنابراین وجود زید نیاز به عدم خود زید دارد و عدم زید هم نیاز به وجود زید دارد بنابراین «دور» لازم می‌آید پس عدم مضاف به شیء هم نمی‌تواند شرط واقع شود.

  • تعریف عدم بدلی

  • عدم دیگری در اینجا داریم که ممکن است آن عدم را بگویند و آن عدم بدلی است؛ عدم بدلی این است که ما یک شیء را تصور می‌کنیم و در ظرف وجود آن شیء، عدمش را تصور کنیم. من‌باب‌مثال الآن این پارچ و این لیوان در جلوی من هستند؛ در این زمان که ساعت هشت است این پارچ و لیوان در این اطاق وجود دارند، عدم خودشان را در همین ساعت و همین ظرف و همین اطاق طرد می‌کند، به این عدمی که وجود طرد کنندۀ آن است عدم بدلی می‌گویند یعنی عدمی که جانشین وجود شیئی در زمان تحقق آن شیء شود به‌خاطر اینکه آن عدمی که قبل از وجود آن پارچ بوده است بدل این پارچ نیست، عدم مطلق است، قبل از اینکه این پارچ وجود پیدا کند آیا عدم صادق بود یا نبود؟! آن عدم یک عدم بدلی نیست بلکه عدمی است که تا‌به‌حال بوده است، عدم آن‌قدر می‌آید تا به اینجا برسد از اینجا به بعد این پارچ وجود پیدا می‌کند پس این عدم بدل از آن نیست، گسترش و‌ سعۀ این عدم تا این زمان بود، از این زمان چیزی وجود پیدا کرد. پس عدم بدلی به عدم شیئی در زمانی که خود آن شیء وجود دارد اطلاق می‌شود، حالا آیا آن عدم که علت برای حدوث یک شیء است می‌تواند عدم بدلی باشد؟! نمی‌تواند، چون عدم بدلی همیشه در جایی است که خود آن شیء وجود دارد، وقتی وجود دارد پس دیگر عدم بدلی وجود ندارد تا اینکه قبلاً بیاید و علت برای حدوث شود یعنی الآن فرض تصور عدم در این پارچ، فقط یک تصور عقلی است اما وجود خارجی نیست، بله شما می‌توانید بگویید که عدم پارچ، عدم مطلق تا اینجا آمد، از اینجا به بعد این پارچ حادث شد، می‌گوییم که ظرف وجود آن عدم تا مرز حدوث این است، این به آن چه‌کار دارد؟ این که نمی‌تواند عدم بدلی برای آن باشد پس عدم بدلی همیشه در جایی است که وجود یک شیء مفروغ‌عنه باشد و ما در ظرف وجود تصور خلاف کنیم پس اگر این‌طور باشد همدیگر را دفع می‌کنند، اگر در ظرف این وجود، عدم باشد پس دیگر نباید پارچ باشد، اگر پارچ باشد دیگر نمی‌گوید که عدم باشد، می‌گوید که عدم نباید باشد، می‌گوید که من باید باشم بنابراین عدم به هیچ نحوی و به هیچ قسمی از اقسام نمی‌تواند علت برای حدوث آن شیء باشد و این عدم مخالف است و ذاتاً معاند با حدوث آن شیء می‌شود بنابراین به‌طورکلی از دایرۀ اقتضا بیرون می‌رود.

/