اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري

جلسه ۹۳

توضیحات:

22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۳

11
  • لا بُدَّ فی التَّرجیحِ أیْ فی تَرجیحِ الفاعلِ وجودَ الممکنِ أو عَدَمَه مِن إیجابِ لذلکَ الوجودِ أو ذلک العدمِ.1

  • چاره‌ای نیست در ترجیح فاعل وجود ممکن و یا عدم وجودش را از اینکه آن وجود یا عدم باید به حد وجوب برسند و چیزی به آنها وجوب و ضرورت را بدهد، چون ممکن دارای امکان است و دارای ایجاب نیست چه از نظر وجود و چه از نظر عدم، پس خود همان عدم‌العلة عدم را برای آن ایجاب می‌کند و وجوب علت وجود را برای آن ایجاد می‌کند.

  • ثُمَّ أشَرَنا إلی الدَّلیلِ بِقَولِنا لَیسیةُ الممکنِ أیْ کونُ المُمکنِ مِن ذاتِه أنْ یَکونَ لَیس تَنفی الثَّانیةَ أیْ الأولویة الذَّاتیةِ رأسًا أیْ بِکلا قِسمَیه مِن الکافیةِ و غَیرها.2

  • «اشاره به دلیل کردیم خود ممکن ذاتاً لیس و عدم است، این اولویّت ذاتی را رأساً نفی می‌کند، یک ممکن در ذات خودش نه ایجاد و نه عدم را می‌طلبد»، می‌گوید که من بیچاره هیچ ندارم، نه وجود دارم و نه عدم، اگر علت برای وجود نداشته باشم معدوم هستم، اگر علت برای وجود داشته باشم موجود هستم، خودم هیچ ندارم پس اولویّت ذاتی این است «چه اولویّت برای حدود کافی باشد و چه غیرکافی باشد» یعنی خودش اولویّت ذاتی دارد غیر هم او را هُل می‌دهد و این شیء در خارج وجود پیدا می‌کند، اصلاً یک شیء اولویّت ذاتی ندارد، ـ گفته که طرف مو ندارد تا با چه شماره‌ای موی او را بزنید! ـ تا اینکه این اولویّت ذاتی کافی باشد مثل مادّیون که می‌گویند همۀ عالم به‌طور صدفه و اتفاق خودش به‌وجود آمد، علت ندارد اینها قائل به اولویّت ذاتی هستند دیگر والاّ معنی ندارد، این اولویّت داشتن ترجیح بلا مرجّح است، یعنی شیء بدون مرجّح ترجیح پیدا کند، حالا برفرض که ترجیح را به مرجوح دادیم. ابن‌أبی‌الحدید می‌گوید: «الحمدالله الذی فَضَّل المَفضول علی الفاضل»!3 البتّه شاید مسخره می‌کند.

  • این اشاعره و امثالهم تعابیری دارند که نمی‌دانیم چگونه بگوییم... به هر صورت ابن‌أبی‌الحدید در جلد یازدهم که راجع به عمره نوشته است البتّه راجع به بعضی‌هایش می‌توانیم بگوییم که مثلاً مسخره کند، اما بعضی‌ها در مقام مسخره نیست... در ذیل ﴿أَلۡهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ﴾4 از عمر هم چیزی نقل می‌کند... بله... بنده چیزهایی دیدم...، به او گفتند: دنبال حق نمی‌روی گفت: لا اتحمله حیًا و میتًا، در زنده و حیاتم نمی‌توانم خلافت را برای علی ببینم.

    1. . 272
    2. . منظومه، ج 2، ص 273.
    3. . شرح نهج البلاغة ابن‌أبی‌الحدید، ج 1، ص 3:
      الحمد لله [الواحد العدل] الحمد لله الذی تفرد بالکمال فکل کامل سواه منقوص... و قدّم المفضول علی الأفضل لمصلحة اقتضاها التکلیف و اختص الأفضل من جلائل المآثر و نفائس المفاخر بما یعظم عن التشبیه و یجل عن التکییف....
    4. . سوره تکاثر (102) آیه 1.
/ 260