اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري

جلسه ۹۳

توضیحات:

22. غرر في بعض أحكام الوجوب الغيري

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۳

4
  • اینها مراحلی است که این زید برای نزدیک شدن به وجود طی می‌کند ولی صحبت در این است که فعلاً زیدی وجود ندارد یعنی بحث ما در این است که فعلاً زیدی نیست. روی این حساب در حاقّ واقع زید نسبت به وجود و عدم مساوی است. فعلاً بر او عدم حاکم است و ضرورت عدمی دارد؛ امتناع بالعدم دارد، امتناع وجود دارد تا اینکه مادر به او حمل پیدا می‌کند و بعد دوران حمل طی می‌شود و بعد پا به عرصۀ وجود می‌گذارد. در اینجا است که آن مرحلۀ عدم کنار می‌رود و بعد زید ضرورت وجودی پیدا می‌کند؛ ضرورت بالغیر، به‌واسطۀ غیر وجود پیدا می‌کند. ببینید تا اینکه او در عالم وجود پیدا نکرده است، ـ این ممکن ـ دائماً به وجود نزدیک می‌شود ولی این نزدیک شدن به وجود، او را از استوا بیرون نمی‌آورد، دوباره در حاقّ ذات این زید نسبت وجود و عدم مساوی است. اگر شرایط عدم بر او حاکم باشد امتناع پیدا می‌شود، اگر از ناحیۀ غیر شرایط وجود بر او حاکم شود وجود پیدا می‌شود بنابراین تا وقتی که زید به دنیا نیامده است و گریه او را نشنیده‌اید، فعلاً عدم بر او حاکم است و ضرورت بالعدم دارد و این اولویّت چیزی نیست تا اینکه به‌واسطۀ این اولویّت شیئی وجود پیدا کند بنابراین این اولویّتی که اینها مطرح می‌کنند، از نظر ذاتی، که قطعاً در ذات خودش اولویّت ندارد چون یک ماهیت در ذات خودش مستمند است، «الماهیةُ مِن حیثُ هی لیَست إلّا هی»، خودش است حتی امکان هم بر آن بار نمی‌شود چه برسد به این مسائل و اولویّت و امثال‌ذلک.

  • ما گفتیم که امکان را بر ذات ماهیت حمل نمی‌کنیم، این‌طور نیست که یکی از ذاتیات ماهیت، امکان باشد یعنی بقائش اولویّت ذاتی نداشت. همین‌طور اولویّت بالغیر نداشت یعنی غیر به او اولویّت اعطاء کند و به‌واسطۀ اعطاء اولویّت وجود پیدا کند چون آن غیر، علت است، بخواهی یا نخواهی شما باید بگویید: «علت» یا «فاعل»، بنا بر اصطلاح فرق نمی‌کند، یا اینکه آن علت می‌آید و انحاء عدم او را سد می‌کند و می‌بندد یعنی هیچ نقطۀ عدمی برای او باقی نمی‌گذارد و عدم برای او محال می‌شود، اگر این‌طور باشد علت می‌شود حالا شما اسم آن را اولویّت بگذار، ما که در اسم مناقشه نداریم. اولویّت ضروری است شما به‌جای ضرورت، اولویّت [اسم گذاشته‌اید]، این همان علت و ضرورت می‌شود. یا اینکه آن علت هنوز نیامده است تا جمیع انحاء عدم او را سد کند، نیامده است تا عدم را به‌طورکلی از او بردارد، هنوز یک ماه دیگر مانده است تا از مادر متولد شود پس در این یک ماه خدا می‌داند که در هر ثانیه‌اش هزار عدم بر او حاکم است. شاید مادر فوت کند، شاید مادر مریض شود و بچه سقط شود لذا موضوع منتفی می‌شود، شاید مادر به زمین بخورد و بچه سقط شود لذا موضوع منتفی می‌شود، شاید هزار عیب و علت پیدا کند و موضوع منتفی شود یعنی به‌طورکلی زیدی در کار نمی‌ماند پس هنوز علت نیامده است تا همۀ موارد عدم را کنار بزند، وقتی کنار زد آن‌وقت وجود ضرورت پیدا می‌کند و تا آن کار را نکرده است او هنوز پا به عرصۀ وجود نگذاشته است، وقتی پا به عرصۀ وجود نگذاشت، آن تصویر ذاتی که گفتیم، هنوز باقی است هنوز نمی‌دانیم که آیا به‌وجود می‌آید یا به‌وجود نمی‌آید؟

/