جلسه ۹۴
توضیحات:
23. غرر في إمكان الاستعدادي
جلسه ۹۴
13آنوقت در مثالی که میزنند، خدشه میکنند و میگویند: اینطور نیست که خود منی مورد بحث باشد؛ به این منی که استعداد نمیگویند بلکه تهیّؤ و آمادگی در آن را استعداد میگویند، این معروض برای استعداد است، محل برای استعداد است، اینطور نیست که خود آن استعداد باشد.
امکان ذاتی از هیچ جهتی معنای تحصّلی ندارد، امکان استعدادی از یک جهت معنای تحصّلی دارد، از نظر اینکه فعلاً در نطفه هست معنای تحصّلی دارد ولی از جهت آن صورت بعدی که میخواهد بپذیرد معنای امکان دارد، بالقوه معنای غیرتحصّلی دارد ولی امکان ذاتی هیچ جهت تحصّلی ندارد؛ نه از ناحیۀ وجود و نه از ناحیۀ عدم.
فَلَعلَّ المرادَ بِه التَنظیرُ أو أنَّ العَرَضَ سیَّما الکیفیةُ الاستعدادیةُ لَمَّا کان تابعًا لِلموضوعِ فَفِی الفعلیةِ و القوةِ تابعٌ لَه.
فَالإمکانُ الاستعدادیُّ لَمَّا کان مُوضوعُه مُرکَّبًا مِن الفعلیةِ و القوَّةِ فَهُو فِعلٌ مِن جَهةٍ و قُوَّةٌ مِن جَهةٍ بِخلافِ الذَّاتیِّ فِإنَّ موضوعَه لَیسَ بِالفعلِ حتی فی الوُجودِ و العَدمِ فَهو القُوَّةُ الصِّرفَةُ. و إلّا فَالکلامُ فی الإمکانِ الاستعدادیِّ لا فی موضوعِ الاستعدادِ.1
شاید مراد مرحوم آخوند تنظیر باشد و اینکه عرض مخصوصاً کیفیت استعدادیه از آنجاییکه ـ آن عرض ـ قابل موضوع آن است و در فعلیت و قوّت، تابع موضوع است.
از آنجاییکه موضوع این امکان استعدادی از فعلیت و قوه مرکب است، از جهتاینکه فعلاً وجود خارجی دارد بالفعل است، از جهتاینکه میخواهد بهصورت دیگر تبدیل شود بالقوه است، از یک جهت فعل است و از جهت دیگر قوه است. به خلاف امکان ذاتی؛ موضوع امکان ذاتی که همان ماهیت باشد (چون موضوع امکان ذاتی ماهیتش است) اصلاً آن ماهیت بالفعل نیست حتی در وجود و عدم یک اعتبار و انتزاع عقلی است، این امکان ذاتی یک قوۀ صرفهای است. والاّ بحث ما در امکان استعدادی است نه در موضوع استعداد.
از نقطهنظر اینکه این استعداد عرضی است که بر این نطفه عارض میشود چون نطفه فعلاً هست پس این استعداد هم هست و فعلیت دارد و چون نطفه نسبت به انسانیت بالقوه است پس این استعداد هم نسبت به انسانیت بالقوه است.
- . منظومه، ج 2، ص 281.

