اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

23. غرر في إمكان الاستعدادي

جلسه ۹۴

توضیحات:

23. غرر في إمكان الاستعدادي

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۹۴

8
  • مرحوم حاجی می‌فرماید که شاید ایشان می‌خواستند نظیری بیاورند که امکان استعدادی مثل این است یعنی خواستند برای تقریب ذهن یک تشبیه یا تمثیلی بیان کنند، والاّ امکان استعدادی هیچ‌وقت نطفه نیست، امکان استعدادی کیفیت در نطفه است، نه خود نطفه؛ نطفه معروض این استعداد است و استعداد در این نطفه عارض شده است و ما به آن استعداد می‌گوییم، به آن امکان استعدادی می‌گوییم، خود نطفه که استعداد نیست، گاهی اوقات ممکن است شما نطفه را ببینید و نطفه باشد ولی استعداد برای انسان شدن را نداشته باشد پس نمی‌توانیم بگوییم که خود این استعداد دارد، شاید به‌عنوان تسامح یا تمثیل ذکر کرده باشد.

  • غررٌ فی إمکانِ الاستعدادیِ:

  • قد یُوصفُ الإمکانُ بِاسْتِعدادی***و هو بِعُرفِهِم سِوَی استعدادِ1
  • گاهی اوقات امکان به استعداد وصف می‌شود، می‌گویند: «امکان استعدادی» و این غیر از استعداد است.

  • استعداد یک چیز است و امکان استعدادی... یعنی یک چیز است ولی دو جهت دارد.

  • فَإنَّ تَهیّؤَ الشَّیءِ لِصیرورتِه شَیئًا آخَر لَه نِسبةٌ إلی الشَّیءِ المُستعدِّ و لَه نسبة إلی الشَّیءِ المستعدِّ لَه.2

  • تهیّؤ و آمادگی شیء برای‌اینکه شیئی دیگر باشد، یک نسبت با شیء مستعد دارد و یک نسبت با شیء مستعدّ له دارد.

  • یعنی آمادگی نطفه یک نسبت به نطفه دارد چون یک امر بالفعل است یعنی به نطفه عارض شده است و یک نسبت به شیء مستعدّ له دارد که انسان است یعنی این آمادگی یک امر بالفعلی در نطفه است که باعث می‌شود که انسان به‌وجود بیاید یعنی یک ارتباط بین آن استعداد و انسان؛ انسانی که هنوز نیست و نیامده است. به این آمادگی چون الآن هست استعداد می‌گویند و چون این آمادگی می‌تواند به انسان تبدیل شود به آن امکان استعدادی می‌گویند.

  • پس انسان در نطفه امکان دارد، عرض من این هست که خود همین استعداد متّصف به امکان می‌شود نه انسان، ولی امکان دارد که انسان در این باشد پس این از جهت انسانیت ممکن است یعنی می‌تواند خودش را به انسانیت برساند، خودش را به انسانیت بکشاند و آن را برای خودش بیاورد.

    1. . منظومه، ج 2، ص 277.
    2. . همان.
/