جلسه ۹۵
توضیحات:
23. غرر في إمكان الاستعدادي
جلسه ۹۵
7شرط عمل عقل فعّال
عقل فعّال در صورتی کار انجام میدهد که:
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق، لیک *** چو درد در تو نبیند که را دوا بکند؟!1 عقل فعال بهدنبال یک دردمند میگردد، آن دردمند کجاست؟! اگر به امتناع ذاتی برسد، میگوید: این درد ندارد، اصلاً میگوید که نمیخواهم پا به عرصۀ وجود بگذارم. سراغ شریکالباری میرود یعنی عقل فعّال میخواهد شریکالباری درست کند ولی شریکالباری میگوید که من اصلاً نمیخواهم پا به عرصۀ وجود بگذارم، هر کاری هم کنی زورت نمیرسد و نمیتوانی مرا بهوجود بیاوری، میگوید که باشد!
سراغ جمع بین متضادین میرود او هم میگوید: «نه!»، میخواهد جمع بین متناقضین کند او هم میگوید: «نه!»، جمع بین ارتفاع نقیضین کند او هم میگوید: «نه!» عقل فعّال سراغ هرکدام از این امتناعهای ذاتی برود آنها دست رد به سینهاش میزنند. حالا سراغ وجوب ذاتی میرود، در تمام وجوب ذاتیها میگردد و میگوید که فقط یک وجوب ذاتی علیهالسّلام و درستوحسابی داریم که آن هم وجوب ذاتی پروردگار است! حالا عقل فعّال پروردگار را درست کند؟! بگوید که خدایا سراغ تو آمدهام و میخواهم که جعلم به تو تعلق بگیرد و تو را موجود کنم! یک لگد به او میزند که برو پی کارت! تو حتی چند مرحله از ذات من پایینتری! میخواهی بالا بیایی و دستت به دامان من برسد؟! برو خوش آمدی! پس نسبت به وجوب ذاتی هم نتوانست کاری کند.
نحوۀ کار عقل فعّال
[خدا] میگوید: حالا که سراغ امتناع ذاتی رفتی و دست رد به سینهات زد، سراغ من آمدی که وجوب ذاتی دارم و دست رد به سینۀ تو زدم، بهخاطر اینکه دلت نشکند من هر چیزی را که امکان ذاتی دارد ـ از مجردات و غیرمجردات ـ در اختیار تو میگذارم! هر کاری میخواهی انجام بده. همه را در دامن عقل فعّال میگذارد، عقل فعّال هم با جعلی که به ماهیات ممکن بالذات وجود داد یکییکی آنها را درست کرد، مجردات را درست کرد، غیرمجرد را درست کرد، برزخ غیرمجرد و ماده را درست کرد تا رسید به اینکه مواد اینها را درست کرد، بعد استعداد در اینها قرار داد، استعداد صورهای بعدی را قرار داد، همینطور إلی غَیرِ نهایة، همۀ اینها کار عقل فعّال است که بهواسطۀ امکان ذاتیای که در ماهیت است به این ماهیتها استعداد داد.
- . دیوان حافظ، غزل 187.

