جلسه ۹۵
توضیحات:
23. غرر في إمكان الاستعدادي
جلسه ۹۵
8و الثّالثُ أنَّ مَقويَّاً عَليه أيْ ما عَلَيه القُوَّة و الإستعداد عُيِّناً في الإستعداديِّ لِأنَّه تَوجُّهٌ في طَريقِ خاصٍ إلى كمالٍ مخصوصٍ كَاستعدادِ النُّطفةِ الإنسانيةِ لِصورتها بِخلافِ ما يُضافُ إليه الذَّاتي لِأنَّه كِلا الطَّرَفَينِ مِن الوُجودِ و العَدَمِ و التَّعيُّنُ نَاشٌ مِن قِبَلِ الفاعلِ.1
سوم اینکه آن قوه و استعدادی که بر این است، در استعدادی متعیّن است، (آنکه قوه و استعداد بر همان است یعنی امکانیت) بهخاطر این است که امکان استعدادی عبارت است از توجه در یک طریق خاصی به کمال مخصوص مثل استعداد نطفه برای صورت انسانیت، به خلاف آن متعلَّقی که امکان ذاتی به آن تعلق میگیرد چون امکان ذاتی نسبت به وجود و عدم مساوی است و تعیّن از قِبَل فاعل ناشی میشود.
در امکان استعدادی اینطور نیست، آن مآل مشخص که حتماً باید به آن تبدیل شود، متعیّن است؛ نطفه نمیتواند بقر شود، بقریت برای نطفه محال است پس انسانیت برای او متعیّن است و تعیّن از قِبَل فاعل ناشی میشود یعنی فاعل یا آن علل معدّه، آن را به انسان کامل تبدیل میکند بنابراین مآل امکان استعدادی مشخص است که با این خصوصیات حتماً برمیگردد و بعد به آن مآل میرسد ولی امکان ذاتی ممکن است که وجود پیدا کند یا نکند.
و الرَّابِعُ أنَّ فيه أيْ في الاستعدادي سوغُ أن يَزولَ المُمكنا أيْ عَن المُمكن بِحُصول المُستعدِّ لَه لأنَّ الاستعدادَ يَرتَفِعُ بِطَريان الفعليةِ بِخلافِ الذَّاتيِّ فِإنَّه لازمُ الماهيةِ دائماً و يَجتَمِعُ مَعَ الغيريِّين كما مرَّ.
و الخامسُ أنَّ هذا أي الإستعدادي في محلِّ المُمكنِ أيْ في مادتِه بِالمَعنى الأعم. مِن مَحلِّ الصُّورِ النُّوعيةِ و المَوضوعِ و المُتعلّق. و إنَّما كَانَ قائماً بِمَحلِّه لِأنَّه المُتَّصفُ بِالاستعدادِ و القُربِ و البُعدِ حَقيقةً. و إنَّما يُوصَفُ بِه المُمكن لِتعلُّقِه بِه و انْتِسابِه إليه. فَهُو بِالوَصفِ بِحالِ المتعلَّق أشْبَه. و أمَّا الذَّاتيُّ فَهُو وَصفُ المُمكنِ بِحَسبِ حالِه. 2
فقر، لازمۀ امکان ذاتی
چهارم اینکه در امکان استعدادی سوغ است که ممکن زائل شود، حالا دو نوع دارد: یا اینکه متسعدّ له پیدا شود (و نطفه تبدیل به انسان شود) در اینصورت دیگر استعدادی نیست چون استعداد به طریان فعلیت ازبین میرود به خلاف ذاتی (که وقتی وجود پیدا کند دوباره امکان ذاتی با آن هست بهخاطر اینکه همیشه فقر را با خودش دارد و فقر لازمۀ امکان ذاتی است پس دائماً باید از ناحیۀ عقل فعّال به او افاضه شود) امکان ذاتی دائماً لازمۀ آن ماهیت است و با امتناع بالغیر و وجوب بالغیر جمع میشود.
- . منظومه، ج 2، ص 281.
- . منظومه، ج 2، ص 282.

