جلسه ۹۷
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۹۷
10پس این یک امر اعتباری میشود یعنی ما اسم گردش زمین به دور خورشید را زمان گذاشتیم، خود گردش زمین به دور خورشید یک امر واقعی است و آن را احساس میکنیم ولی اینکه اسم این را «یک سال» گذاشتهایم، یک امر اعتباری میشود چون این یک سال که گذاشتهایم براساس این نوع حرکت است؛ حرکت متوسط است. [اگر حرکت] تند هم بود یک سال میگذاشتیم، کُند هم بود دوباره یک سال میگذاشتیم، پس دو هزار سال و سه هزار سال، یک امر اعتباری شد. همانطور که میگویند: ما زمین را به سیصد و شصت درجه تقسیم میکنیم که هر درجه عبارت است از یک روز و امثالذلک. حالا شما به سیصد و شصت درجه تقسیم نکنید بلکه به هزار و هشتصد درجه تقسیم کنید، آیا اشکال پیش میآید؟! چه اشکالی پیش میآید؟! قراردادی است، اینطور گفتهاند، آنطور گفتهاند.
آنهایی که در قطب هستند یا فرض کنید که اصلاً به منظومهای برویم که اصلاً خورشیدی در آنجا نباشد که بفهمیم دورش گشتیم؛ یا روشنایی مطلق باشد یا تاریکی مطلق باشد، آن موقع زمان را چطور محاسبه میکنیم؟! هیچ ساعتی هم نداریم، هرچه صبر میکنیم میبینیم که روز است؛ مثلاً یک ساعت گذشت. فرض کنید که اصلاً ما در دنیا ساعت هم نداریم، تا حالا هم چشممان به ساعت نخورده است آنوقت چطور محاسبه میکنیم؟! بالأخره گذشت را احساس میکنیم، احساس میکنیم از وقتی که آمدیم تا الآن یک مدتی گذشت و ما اینجا هستیم، این را احساس میکنیم یا نمیکنیم؟! اما اینکه این یک ساعت است یا ده ساعت است، قرارداد میشود.
تلمیذ:...
استاد: نه، ببینید تکوّن یک شیء در عالم ماده با خودش زمان میآورد، آن زمان عبارت است از گذشت ماده در عالم ماده، از تکوّنش بگذرد، نهاینکه یک سال و دو سال و سه سال و ده سال، همۀ اینها اعتباری و قراردادی است، درست شد؟!
حالا من از ذاتی میگویم؛ ذاتی تکوّن ماده زمان است یعنی وقتی که یک ماده تکوّن پیدا میکند کنتورش شروع به شماره انداختن میکند، اصلاً الآن چشمتان را ببندند خدای ناکرده شما را به [زندان] اوین ببرند، حالاکه چشمتان را بستند، نمیدانید شب است یا روز است، نمیدانید طهران است یا شیراز است، شما را به جایی تاریک میبرند و چشمتان را باز میکنند، شما هیچ چیز را نمیبینید. مدتی که گذشت، میگویید که چرا من را از اینجا نجات نمیدهند؟! اینکه میگویید: «چرا نجات نمیدهند؟» معلوم میشود یک مدتی را احساس کردید، این احساس شما از چه نشئت گرفته است؟! از تکوّن شما در آنجا نشئت گرفته است؛ چون در آنجا هستید، همانطور که شما زوجیت را از اربعه انتزاع میکنید، ذاتیات را از شیء انتزاع میکنید، از تکوّن یک موجود هم زمان انتزاع میشود، اسم این را «زمان» میگذاریم. پس زمان چیزی غیر از تکوّن خود این موجود نیست که شما با خودتان که میآیید زمان را هم با خودتان بیاورید یا اینکه زمان را جا بگذارید یا جا نگذارید و در جیبتان بگذارید، نه! شما هستید و شما، چیز دیگری نیست.

