جلسه ۱۰۰
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۰
10حدوث دهری را اظهار کرده سید الأفاضل و او سید محقق داماد است که مهارت در حکمت حقّه دارد؛ بهاندازهای مهارت دارد که به او معلم ثالث گفته شده، منزه بگرداند خداوند نفس او را و به قبرش وسعت دهد. او قائل است به حدث دهری عالم. و گفتارش را بهنحو مبسوط در حدوث دهری بیان نموده حدوث دهری مثل حدوث زمانی است که دارای سبق عدم مقابل بر وجود شیء است یک سبق جداشدنی برای عدم اما در حدوث دهری مقابلۀ عدم و سبق انفکاکی آن در سلسلۀ طولیه است بخلاف تقابل عدم و سبق انفکاکی در حدوث زمانی که در سلسۀ عرضیه است.]
و لنمهد لِبيانِ ذلك ثلاث مقدمات الأولى أنَّ كُلَّ موجودٍ فَلِوجودِه وعاء أو ما يجري مجراه. فَوِعاءُ السيَّالات كَالحركاتِ و المُتحركات هو الزَّمان سواءٌ كانَ بِنفسِه أو بِأطرافِه مِن الآناتِ المَفروضةِ الَّتي هي أوعيةُ الآنياتِ كَالوُصولاتِ إلى حُدودِ المَسافاتِ.و مَا كانَ بِنفِسه أعَم مِن أنْ يكونَ على وَجهِ الانطباقِ كَالقطعياتِ مِن الحَركاتِ أو لا عَلى وَجهِ الانْطِباقِ كالتَّوسطياتِ مِنها.1
و ما يَجري مَجرى الوعاءِ لِلمفارقاتِ النُّوريةِ هُو الدَّهرُ. و هو كَنَفسِها بَسيطٌ مجردٌ عَن الكميةِ و الاتِّصالِ و السَّيَلانِ و نَحوِها. و نِسبَتُه إلى الزَّمانِ نِسبةُ الرُّوحِ إلى الجَسَدِ. و ما يَجرَي مَجرى الوِعاء لِلحقِّ و صِفاتِه و أسمائِه هو السَّرمدُ.2
برای بیان حدوث سه مقدمه بیان میکنیم؛ مقدمۀ اوّل: هر موجودی برای وجودش ظرفی است یا جاری مجرای وعاء است، وعاء آن چیزهایی که حرکتی هستند مثل حرکت متحرکات؛ زمان، خود حرکت و متحرک، حالا یا خود زمان وعاء است یا اطراف آن زمان وعاء هستند، از آناتی که مفروض است، آن آناتی که وعاءهای آنیات هستند، آنهایی که در «آن» واقع میشوند مانند رسیدن به انتهای مسافت (که دیگر آن رسیدن داخل در زمان نیست بلکه طرف زمان است که به آن آنیات میگویند.) گفتیم که زمان است یا بنفسه یا بأطرافه، حالا اگر زمان بنفسه وعاء باشد اعم است از اینکه بر وجه انطباق باشد مثل قطعیات از حرکات (که هر جزء از این اجزاء حرکت با جزئی از زمان منطبق هستند) یا بر وجه انطباق نباشد مانند توسطیات از حرکات (که تمام یک جسم در یک «آن» واقع است و همۀ آنها در «آن» دیگر و هلّم جراً تا به آنجایی که به حرکت ادامه بدهد که به آن توسطیه میگویند).
- . منظومه، ج 2، ص 290.
- . همان.

