جلسه ۱۰۰
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۰
11آنچه که جاری مجرای وعاء برای مفارقات نوریه است دهر است (واقعاً وعاء و ظرف نیست بلکه مثل وعاء میماند، اعتباراً به آن وعاء میگوییم.) این دهر مثل خود این مفارقات نوریه بسیط است و مجرد از کمّ و اتصال و سیلان است (و در آنجا ثبوت است و در آنجا هیچ کمّی نیست، مقدار نیست، اتصال نیست، سیلان، حرکت و امثالذلک از آن عوارضی که عارض بر ماده میشوند هم نیست) نسبت دهر به زمان نسبت روح به جسد است. آنچه که جاری مجرای وعاء برای خدا و صفاتش و اسمائش است سرمد است.
البته این تعبیر خوب نیست که بگوییم: «مثل آن بسیط است» بلکه باید بگوییم که چیزی غیر از آن مفارقات نوریه نیست و اصلاً اعتبار دهر یک اعتبار است.
همانطور که روح علت برای جسد است و قوام جسد به روح است، قوام این عالم هم به دهر و آن مفارقات نوریه است و زمان از آنجا خلق میشود همانطوریکه جسد از روح خلق میشود پس او نسبت به زمان علت است.
سرمد بودن وعاء تمام اسماء الهی
پس وعاء تمام اسماء الهی وعاء سرمد است یعنی ازل و ابد است؛ آنها در ازل و ابد واقعاند.
عین مصلحت بودن نفس فعل خدا
به یاد دارم که یک وقت صحبت میکردیم و میگفتیم که خدا هیچوقت کاری را روی مصلحت انجام نمیدهد بلکه مصلحت از کار خدا نشأت میگیرد! کاری را که ما انجام میدهیم ملاک و مناط فعل ما مصلحت نفسالأمریه است که این فعلی که انجام میدهیم آیا منطبق بر مصلحت هست یا نیست؟ در اطرافش فکر میکنیم و بعد انجام میدهیم اما آیا خدا فکر میکند و بعد انجام میدهد؟! یا اینکه نفس فعل خدا عین مصلحت است و مصلحت از فعل خدا نشأت میگیرد و وجود پیدا میکند؟! [از منبر] پایین آمدیم، شخصی بود از همین آقایان و دوستان و رفقا بود، گفت که پس مصالح و مفاسد نفسالأمریه چه میشود؟! حسن و قبح عقلی چه میشود؟! گفتم که بگویید تا ببینم ملاک این حسن و قبح عقلی چیست؟! به چه حسن میگویند و به چه قبیح میگویند؟! گفت: به آنچه که منطبق با یک مصلحت نفسالأمریه باشد حسن میگویند و اگر منطبق نباشد به او قبیح میگویند. گفتم که آن مصلحت نفسالأمریه چیست؟! آیا ما غیر از اراده و مشیت خدا مصلحت نفسالأمریۀ دیگری داریم که دوباره خدا باید ارادهاش را با آن مصلحت منطبق کند؟! اسم آن مصلحت نفسالأمریه چیست؟! بگویید تا ما هم بدانیم!

