اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

جلسه ۱۰۰

توضیحات:

الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث‏ 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۰۰

17
  • آیا میتوانیم بگوییم که اخلاق در اینجا نسبی است؟! این بلند شدن در اینجا نسبی است؟! نه، نسبی نیست چون موضوع در اینجا تفاوت پیدا کرده است، این‌طور نیست که نسبی باشد، چون موضوع تفاوت پیدا کرده است این هم تفاوت پیدا کرده است، این‌طور نیست که موضوع واحد است و همین موضوع واحد در یک جا صحیح می‌شود و در یک جا قبیح می‌شود، نه‌خیر، موضوع تفاوت پیدا کرده است، موضوع در آنجا شخص عالم بوده است ولی در اینجا یک طلبه است، حتی اگر همان شخص عالم هم باشد موضوعش در مجلس متفاوت، تفاوت پیدا می‌کند. بنابراین نسبیت و امثال‌ذلک کنار می‌رود. هر شیئی در هر وعائی که دارد منطبق با موضوع خودش حکم پیدا میکند.

  • تلمیذ: ... براساس بایدها و نبایدها هست و نیست‌ها است، در این‌صورت حضرت آقا می‌فرمایند این‌طور نیست، در کتاب انوار ملکوت می‌فرمایند که از هیچ «هست و نیستی» «باید» زاییده نمی‌شود مگر بر حکم عقل یعنی ارتباط ...

  • استاد: نه، اصلاً اینها خلاف این را میگویند، اینها میگویند که از «هست» «باید» را نمیشود انتزاع کرد.

  • تلمیذ: آقا می‌فرمایند که نمی‌شود.

  • استاد: چرا؟! می‌شود، از «هست» می‌شود «باید» را انتزاع کرد.

  • تلمیذ: یعنی به حکم عقل می‌شود یعنی به صراحت ... شما می‌فرمایید که تکوین و تشریع ...

  • استاد: ببینید من این را میگویم که الآن خدا انسان را این‌طور خلق کرده است و این هست، حالا که من این‌طور خلق شده‌ام آیا خدا میتواند هر حکمی راجع به من بکند؟! میگوید: «نه»، این «هست» من یک «باید» را اقتضاء میکند نه دوتا، این‌طور نیست که خدا بگوید که حالا اینها را این‌طور میکنیم و آنها را آن‌طور میکنیم، این «هست» عبارت است از «باید»، حالا چرا «هست» این‌طور است؟ به‌خاطر این است که وقتی شیئی وجود پیدا میکند، ـ ما در همین بحث فلسفه گفتیم و بحثش در اینجا گذشت ـ وجود پیدا کردن یک شیء عبارت است از سَدِّ ثغور جمیع اعدام، و علت تمام اعدام را ازبین ببرد و تمام آن اعدام را منمحی می‌کند و راه همۀ اعدام را میبندد و آن وجود را واجب میکند، این همین «باید» است دیگر.

/ 613