جلسه ۱۰۰
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۰
5اینکه در تعریف ممکن آوردهاند، خود ذات ذاتاً در صورت عدم معلول اقتضای عدم میکند و در صورت وجود معلول اقتضای وجود میکند بنابراین در خود ذات عدم الإقتضاء است. لیسیت ذات یعنی عدم اقتضاء وجود و عدم در ذات هر ممکنی خوابیده است؛ هر ممکنی در ذات خودش نه اقتضای وجود میکند و نه اقتضای عدم؛ اگر اقتضای وجود میکند باید بدون علت وجود پیدا کند و اگر اقتضای عدم میکند باید هیچوقت وجود پیدا نکند ولو با علت یعنی شریکالباری ذاتاً اقتضای عدم میکند لذا اگر هزارتا خدا هم جمع شوند نمیتوانند شریکالباری درست کنند. اجتماع متناقضین ذاتاً اقتضای عدم میکند لذا خدا هم نمیتواند متناقضین را با توجه به شرایط متحقق کند، این عقلاً محال است. بقیۀ ممکنات یعنی هرچه که میتواند در ذهن ما بهنحو امکان تجسم و تصور پیدا کند، ذاتاً نه اقتضای وجود پیدا میکنند و نه اقتضای عدم، ـ از خدا تا به اینطرف ـ تمام عالم امکان از جبرئیل و میکائیل و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و عوالم خمسه و سبعه و ناسوت و ملکوت؛ در تمام اینها لیسیت ذات هست [یعنی] عدم اقتضای وجود و عدم اقتضای عدم در آنها هست.
تعریف حدوث و حادث ذاتی
این را حدوث ذاتی میگوییم، حدوث ذاتی به لیسیت ذات گفته میشود؛ عدم اقتضاء وجود و عدم. «أو عَبِّرَنْ بَدلَ لَيسيةِ الذَّاتِ ...» حادث ذاتی به آن شیئی گفته میشود که لیسیت در آن منطوی است، آن ذاتی است که عدم مجامع همیشه با آن همراهی میکند و هیچوقت این عدم مجامع با خودش جمع نمیشود.
مناط احتیاج به حدوث
لذا ما عرض کردیم که مناط احتیاج به حدوث امکان است. امکان همان عدم اقتضاء وجود به عدم اقتضاء عدم است، این معنای امکان است.
تعریف ممکنالوجود و ممکن ذاتی
ممکنالوجود یعنی ذاتاً کنار هستم و دست من بسته است، نه میگویم که بشو و نه میگویم که نشو، این ممکن میشود. ممکن ذاتی به آن وجودی گفته میشود که نه وجود برای او اولویت دارد و نه عدم برای او اولویت دارد، هیچکدام برایش اولویت و ضرورت ندارند. این را «ممکن ذاتی» میگویند.

