جلسه ۱۰۰
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۰
9بعد ایشان میگویند که وعاء اسماء پروردگار وعاء سرمد است چون ازلی و ابدی است و هر چیزی که ازلی و ابدی است اطلاق سرمد بر او میشود، اطلاق سرمد یعنی اطلاق همیشگی، جاودانگی دارد یعنی اسماء و صفات الهیه جنبۀ جاودانگی و همیشگی دارند؛ همیشگیِ ابتدائی و همیشگیِ انتهائی دارند. این مقدمه اوّل بود که ما برای هر وجودی ـ چه مادی و چه مجرد ـ بالأخره یک وعائی را باید قائل باشیم.
مقدمۀ دوم هم این است که هر وجودی ـ دومی خیلی مهم نیست ـ بالإجمال دو سلسله دارد؛ یک سلسلۀ طولیه و یک سلسلۀ عرضیه. یعنی هر وجودی نسبت به موقعیت خودش و آن وعائی که دارد و نسبت به اقران خودش یک حالت دارد و یک ارتباط دارد و نسبت به مبدأ خودش یک ارتباط دارد منبابمثال فرزندی را شما درنظر بگیرید؛ به نسبت این فرزند به برادر خودش «برادر» میگویند، به نسبت او به پدرش «پسر» میگویند یعنی دو جنبۀ عرضی و طولی دارد و جنبۀ طولیش این است که از پدر و مادر درست شده است و جنبۀ عرضیش این است که با مقارنات خودش سنجیده میشود، با افرادی که قران خودش هستند و دور و بر خودش هستند. الآن ما دو جنبه داریم؛ یک جنبۀ عرضی داریم و آن وجودمان بعد از خلقت در این عالم است، نسبت به شمال، آسمان، زمین، فرش و امثالذلک ـ این جنبۀ عرضی ما است ـ سنجیده میشویم که آیا ما به نسبت به این قدیم هستیم؟ حادث هستیم؟ عمر کمتر داریم؟ عمر بیشتر داریم؟ وزن کمتر داریم؟ وزن بیشتر داریم؟ اینها را سلسلۀ عرضیه میگویند، یک جهت طولی داریم نسبت به علت خودمان که از ملکوت است. این هم مقدمۀ دوم بود. مقدمۀ سوم را هم حالا إنشاءالله بعداً [خواهیم گفت].
حُدوثٌ دَهرِيٌّ أبْدَا أيْ أبْدَاه سَيّدُ الأَفاضِلِ و هُوَ السَّيدُ المُحقِّقُ الدَّامادُ، البَارِعُ في الحِكمَةِ الحَقَّةِ بِحَيث قيلَ لَه المُعلمُ الثَّالثُ قَدَّسَ اللهُ نَفسَه وَ رَوّحَ رَمْسَه. فَهو يَقُولُ بِحُدُوثِ العالَمِ حُدوثاً دَهريّاً. و قَد بَسَطَ القولَ فيه بِما لا مَزيدَ عليه ـ كذاكَ أيْ مِثلُ الحُدوثِ الزَّماني، سَبقُ العَدَمِ المُقابِلِ عَلى وُجودِ الشَّيءِ بِسابِقيَّةِّ لَهُ أيْ لِلعَدَمِ فَكِّيَّةً. لَكن مُقابَلَةَ العَدَمِ و سَبقَه اَلاِنفِكاكِيِّ في السِّلسِلَةِ اَلطُّوليةِ بِخلافِهِما في الحُدوثِ اَلزَّمانيِّ فِإنَّهما في اَلسِّلسِلةِ اَلعَرضيَّةِ.1
- . منظومه، ج 2، ص 289.

