جلسه ۱۰۱
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۱
11پس وقتی مقدمه آماده شد میگوییم: سید که فرموده است: «عالم حادث دهری» معنایش این است که عالم مُلک مسبوق وجود به عدم دهری است (یعنی وجودش به یک عدم دهری سبقت گرفته است قبل از این وجود یک عدمی بوده است، اسم آن عدم «عدم مقابل» نبوده است، «عدم دهری» بوده است) چون عالم مُلک مسبوقالوجود به وجود ملکوتی است (قبل از مُلک عالم ملکوت بوده است که علت مُلک است) وعاء ملکوت، دهر است و سبقت او سبقت دهری است.
همانطوریکه هر حد و موجودی از این سلسلۀ عرضیه و هر قطعه از زمان این سلسلۀ عرضیه [مثل پارسال و امسال و آینده] «عدم» است یا «راسم عدم» است برای دیگری کذلک هر مرتبهای از سلسلۀ طولیه عدم یا راسم عدم است در این مرتبه برای آن مرتبۀ دیگر از سلسلۀ طولیه.
هر حدّی [یا راسم عدم است یا] عدم برای دیگری است فرض کنید که زمان گذشته واقعاً عدم زمان آینده است، زمان آینده واقعاً عدم زمان بعد است، عدم است چون یا جای این است یا جای زمان دیگر مانند این وجود در این برهه مثل پدر، شما قبل از اینکه این زید را لحاظ کنید، قبل از اینکه از او فرزندی به دنیا بیاید، این واقعاً عدم برای فرزند خودش است مگر اینکه او بزرگ شود و به سن بلوغ برسد و ازدواج کند آنوقت فرزندی از او بهوجود بیاید. یا منبابمثال وقتی که یک وجود در این عالم باشد، موجب میشود که وجود دیگری در واقع نباشد؛ یا جای این است یا جای آن است. هر حد یا وجودی، یا یک وجود دیگر را عدم است یا راسم عدم است؛ راسم عدم به همین معنا که عدم را در ذهن میآورد مثلاً وجود کتاب راسم عدم وجود فرش است، وجود فرش راسم عدم وجود دیوار است، وقتی که شما این فرش را در ذهن میآورید هر چیزی که غیر از فرش است [وجود ندارد] پس وجود شیئی اعدام دیگر را در ذهن میآورد و ملازم با خودش عدم دیگری را گرفته است. به این راسم عدم، تصویر عدم، تصور عدم در ذهن میگویند.

