جلسه ۱۰۳
توضیحات:
الفریدة الثالثة فی القدم و الحدوث 24ـ غرر فی تعریفهما و تقسیمهما
جلسه ۱۰۳
11تلمیذ: در بهشت از معاویه گله میکند!
استاد: گله؟!
«أَما و اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَها فُلانٌ و إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنها مَحَلُّ القُطبِ مِنَ الرَّحَى يَنحَدِرُ عَنِّي السَّيلُ!»1
آنجا دیگر خلافت تمام است، دعواها تمام است، آنجا عالم صلح و صفا است و این حرفها در آنجا نیست، بله اگر بگوییم که حضرت در آنجا این مراتب توحیدی که در خطباتش گفته است را بر انسان منکشف میکند، این یک حرفی است. إنشاءالله که حضرت این کار را هم میکند و إنشاءالله انجام میدهد، ما رهایش نمیکنیم!
روی همین جهت این عالم حدوث اسمی، عالم معلول است نسبت به علت که ذات باشد و همینطور تمام عوالمی که بهواسطۀ این علل متعدده و متوالیه نسبت به معلولهای متوالیه و متعدده هستند نسبت به معلولهای پایین خودشان حدوث اسمی دارند، ما میتوانیم این را از مرحوم حاجی بپذیریم و مطلب صحیحی هم است، بعد ایشان در اینجا میفرماید: همانطوریکه در سیر نزول تمام این سلسله علل از اسماء و صفات آمدهاند و حدوث اسمی دارند چون پروردگار متعال عالیتر و بالاتر و بلندمرتبهتر از اسم و رسم و تعیّن و امثالذلک است بنابراین بهواسطۀ عدم انفکاک بین علت و معلول ـ که این هم یک مقدمۀ دیگر است ـ ما در اینجا متوجه این مسئله میشویم که در همان حالی که از مرحلۀ اسماء و صفات افاضۀ وجود شده است به اسماء و صفات جزئیه که مراتب این عالم لاهوت، جبروت، ملکوت و ناسوت را تشکیل میدهند بهواسطۀ عدم انفکاک، بنابراین تمام اینها منمحی و منطوی در آن وجود بسیط هستند والاّ باید قائل به انفکاک معلول از علت شویم.
بنابراین هیچ فرقی در نزول و صعود در اینجا نیست، الآن هم «کانَ الله و لم یَکُن مَعه شَیء»، سال دیگر هم «کانَ الله و لم یَکُن مَعه شَیء»، پارسال هم «کانَ الله و لم یَکُن مَعه شَیء» پس در همۀ حالات «کانَ الله و لم یَکُن مَعه شَیء و الآن کما کان»، این کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام بود که ایشان بهعنوان چاشنی مطلب خودشان در اینجا ذکر کردهاند که البته مطلب بسیار صحیحی است و هیچ مو لای درز آن نمیرود.
- نهج البلاغة, ج 1، خطبه 3، ص 48.

